• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه 4 مهر

تاسف برانگیز:
معصومه ابتکار (معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده ) در همایش خانواده و گفتگوی بین نسلی ضمن بیان اینکه گفتگو در خانواده‌ها، یک مهارت اصلی و اساسی محسوب می‌شود، بیان کرد: متأسفانه رکورد ۱۲۰ دقیقه صحبت کردن خانواده‌های ایرانی باهم در طول روز، به ۲۰ دقیقه در سال‌های اخیر کاهش ‌یافته که این امر، منشاء بروز بسیاری معضلات است.
وی افزود: یکی از دغدغه‌های ما امروز مسائل درون خانوادگی است، در حال حاضر باید گفت اختلال در ارتباطات و کاهش روابط خانواده‌ها در کشور از چالش‌های اساسی کشور محسوب شده و باید نهادهای فرهنگی درباره آن اهتمام داشته باشند.
ابتکار با طرح این پرسش که چرا امروز بسیاری کودکان در جامعه اظهار دارند که در درون خانواده‌ها اصلاً دیده نمی‌شوند، بیان کرد: بسیاری از کودکان ما دچار نگرانی و استرس هستند و وقتی با آن‌ها سخن می‌گویی معتقد هستند که دیده نمی‌شود حال‌آنکه ما معتقد هستیم اختلاف بین‌ نسلی نباید مانع اجرایی شدن توقعات کودکان باشد.
وی با تاکید بر اینکه باید تغییر را از درون خانواده‌ها آغاز کنیم تا به نتایج مثبتی در جامعه برسیم، افزود: امروز همگان اذعان دارند که مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی در کشور وجود دارد که معاش مردم را تحت تأثیر قرار داده اما بااین‌حال والدین می‌بایست جایگاه امنی برای کودکان باشند تا از بزهکاری آن‌ها در آینده جلوگیری شود.
معاون رئیس‌جمهور در امور خانواده وزنان، با تاکید بر اینکه جامعه ای پویا، نیازمند خانواده‌ای پویا است، گفت: برطرف کردن مسائل و معضلات اجتماعی نیازمند یک خانواده پویا است و یکی از مسائلی که خانواده‌ها را پویا می‌کند، بالابردن آستانه تحمل و مهارت ارتباط برقرار کردن است.

به نام خود خود خودش!
سلام رفقای خوبم / جانان گوگولی مگولم!
به دیدگاه چهارشنبه چهارم مهر هم بسی خوش اومدین
امیدوارم که از لحظه های پیش رو مون بهتر از همیشه بهره برداری کنیم
وووووو
می ریم که بریم به دیدار یه دیدگاه و دیدگاهی جماعت دیگرررر...
بفرمایید... بفرمایید ... اول شما / نه اول من / نه اول اوشون/ نه چرا من/ نه عمه من / نه اگر اول شما وانگاه می کند به عبارتی.... ( مامور ناغافل اشک در چشمانش حلقه می زند که : آخه چلااااا ؟!)

موضوعات قابل بحث:
یک) چه پیش بینی هایی درباره زندگی تون دارین و درباره اش مطمئن یا از پیش اومدنش نگرانید؟ ... راهکار و برنامه تون برای رو در روشدن با پیش بینی تون چیه؟ در گذشته چه پیش بینی هایی می کردین که محقق نشدن و شکل نگرفتن؟ الان که بهش فکر می کنین چه نگرش و حسی درباره اش دارین؟

دو) در بین خانواده و دوستان، شما چقدر اهل "گفت و گو" و خصوصا "گفت و شنود" هستین؟ برای بهبود این "مهارت" مهم زندگی چه کردید؟ نتایج ضعف در این حوزه چه بوده و هست؟! ( با رسم نمودار و ترجیحا کنجدی لطفا)

محدثه ازآبدانان:
ضمن عرض تسلیت به هم باشگاهی های عزیزاهوازی ومردم شریف خوزستان،رک بگم پیش بینی توی زندگی من تا حدودی به یه حس فکری برمی گرده که وقتی اتفاق بیوفته یا نه کم وبیش متوجه می شم اما یه حسه فقط ،با این وجود زیاد تو زندگیم تاثیر خاصی نداشته تا حدودی باعث تغییر دید من به اطرافم شده واینکه هوشیارترباشم..

فاطمه باغملکی :
مامور جانم ، دلم بدجور گرفته بود برای شهادت اون تعداد هم استانی هام،ممنونم از ابراز همدردی تو و دوستان، خیلی آرومم کرد خیلی... موضوع دو : تو خونه ما همه زیاد حرف میزنن یک وقتایی میگم خسته نشدید من که سردرد گرفتم خخ ، من تو خونه خیلی حرف نمیزنم شنونده م . بیشتر تو جمع دوستام حرف میزنم امروز اول مهر ، مدرسه بس که حرف زدیم حنجره مون درد گرفت و مجددا خخخ .

نسرین شمسینی20قزوین:
سلام .قبلنا فیلمایی درمورد دفاع مقدس می دیدم پیش خودم می گفتم درسته یه ازخودگذشتگی هایی بوده ولی دیگه اینا زیادی هندی بازی درمیارن بیشترش اغراقه! تا اینکه دیروز داییم خاطرات جنگ رو تعریف می کرد به این نتیجه رسیدم نه تنها بزرگنمایی نیست بلکه توی این زمینه خیلی کم کاری هم داریم.واقعا وجب به وجب این خاک مقدسه .کاش قدرش رو بیشتر بدونیم.اونایی هم که دستشون میرسه کاملا بی تفاوتن .درسته هرکی باید پاسخگو اعمال خودش باشه ولی مسول مملکت اسمش روشه باید مسائل رو حل کنه ولی یاد گرفتیم صورت مسأله رو پاک کنیم مشکلات رو بندازیم گردن هم! آخرشم یاهمه چی تقصیرهمون آمریکایه .... یا اصلا مشکلی وجود نداره مردم توهم دارن! آخرش به مسولین بدهکار نباشیم صلوات.

جوكار از خفر شرقی :
به نظر من هر كه می تونه توى زندگیش پیش بینی كنه كه چه میشه چه نمیشه؟! مثلا مردى كه سر كارش نیست قشنگ می تونه پیش بینى كنه سر برج لنگه... یا خانمى كه ریخت و پاش داره می تونه بفهمه زندگیش پیشرفتی نمی كنه. خلاصه این كه قشنگ یه جورایى میشه فهمید چون: خدا به آدما عقل داده!

مامور معذور:
البته یه سری هم می گن: وقتی خدا عقل تقسیم می کرد یه عده از عزیزان توی صف دستشویی بودن!

یه آشنا :
جهل و خرافات تا کجاااا آخه ؟! اگه آمار مطالعه بالا بود الان این وضع نبود. بزرگ ترین ضعف ما این هست که همه اتفاق ها رو تقصیر خدا و تقدیر و حکمت و شانس می ذاریم. پس خودمون چه کاره ایم؟ مگه خدا می خواد بنده اش کنکور قبول نشه، مگه خدا می خواد وضع مردمی این طور باشه، مگه خدا می خواد جنگ و درگیری باشه؟ اگه این طور باشه باید بشینیم دست رو دست بذاریم ببینیم خدا چی پیش میاره. پس تلاش چی میشه؟ تنها موجودی که خدا بهش اختیار کامل داده انسانه ولی ما انقدر ضعیفیم وقتی کم میاریم برای توجیه بی ارادگی، گردن همه می ذاریم. انسان قدرت عجیبی داره اما نمی دونه. انسان همانی می شود که به آن فکر می کند!

مهدیس 21 مازندران :
مردم این روزا اعصاب ندارن.. من جمله....... ماموری منم اگه بخوام برای دونه دونه درج نشدن پیامام (ازدیدگاه دو سال پیش تا الان) عصبانی بشم الان اون بالاها داشتی دم در خونه خودتون بازی می کردی.. حالا کل دیدگاهیا عصبانی چی میشدن تو چی می شدی؟؟ دوستان برای درج نشدن پیاماتون واقعا حق نیست که اینطوری عصبانی شین.. حالا سعی کنین فکر شده تر و خلاقتر پیام بفرستین و انقدررر پیام بفرستین تا ماموری بالاخره درجش کنه.. بیاین یکم رو خودمون کار کنیم و صبرمونو بالا ببریم.. اندکی سعه ی صدر بد نیست.

پریا ترک قیزی 20 اهر:
موضوع دو: ماموری خو بنده در خانواده انقده حرف می زنم ک مادرجان می گن بسه دیگهههه تو چقده حرف می زنی دختر؟!سرم رفت..والا بین فامیلم حرف نمی زنم یعنی حرف پیدا نکردندی آنوقت خخ!مامور گفتی نمودار یاد معلم ریاضی افتادم آی بترکییی...

فاطمه / یه خورشیدی:
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش/ ابر با ان پوستین سرد نمناکش/ باغ بی برگی روز و شب تنهاست/ با سکوت پاک غمناکش/ ساز او باران، سرودش باد/ جامه اش شولای عریانی/ ور جز اینش جامه ای باید/ بافته بس شعله زر تار پودش باد/ گو بروید، یا نروید/ هرچه در هر کجا که خواهد یا نمیخواهد/ باغبان و رهگذاری نیست/ باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست.... ( مهدی اخوان ثالث)

ریحانه:
من پیش بینى واسه آیندم این بودکه معلم بشم ولى الان دانشجو روانشناسی هستم خخخ

مومنه امیری 21شهرری:
من زیاد تو زندگی اهل پیش بینی کردن نیستم ولی اون موقع ها وقتی تازه ازدواج کرده بودم فکر میکردم دیگه نمیتونم درس بخونم وقتی باردار شدم که دیگه اصلا نا امید ناامید شدم ولی درست همون زمان بابام برام یه دار قالیچه بست گفت تو این مدت اینو بباف تا هم سرت گرم شه هم کمک خرج خونه باشی من بعد اینکه اون قالیچه رو بافتم به پیشنهاد شوهرم هنرستان ثبت نام کردم غیر حضوری شروع کردم به درس خوندن گرچه اون سال قبول نشدم ولی تلاشم روکردم دوسال بعد تونستم رشته قالیبافی قبول بشم الان هم دارم هم درس میخونم هم کار میکنم وخیلی خوشحالم به نظرم فقط یکم همت میخواد تا پیش بینی هامون درمورد آیندمون درست از آب در بیاد.

زهرا 17 اصفان:
باید واقع بین بود،نه زیادی خوشبین و به قولی خجسته،نه اونقدر بدبین. باید با امید به آینده نگاه کرد به این صورت که تلاشت رو بکنی پیش بینی ات محقق بشه اما احتمال اینکه نشه رو هم بدی تا اگه نشد عم تحملش رو داشته باشی. شما چیزای بد رو پیش بینی نکنید عجالتا. یه وقت هایی هم بوده که من شرایط خیلی سختی رو پیش بینی می کردم اما وقتی در موقعیتش قرار گرفتم،دیدم انقدرها هم سخت نبوده! برای همین خوش بین بودن رو ترجیح می دم اما سعی می کنم زیاد عم خجسته نباشم اگه نشد نخوره تو ذوقم..!

فهیمه 27 شهریار :
ما رفته بودیم آزمایشگاه ، دو تا خانم بودن گفتن اومدی واسه آزمایش بارداری؟؟! حتی صبر نکردن جواب بدم ، گفتن اتفاقا بهت میاد دختر باشه ! من و همسرم (رضا) که مردیم از خنده ! اما ماشالا همه یه پا دستگاه سونوگرافی سیارن !.... من که دختر اجتماعی هستم و راحت میتونم یه مجلس رو دستم بگیرم ! اما بستگی به حالم داره خوب باشه در حد سردرد حرف میزنم اما خوب نباشم کاملأ شنونده هستم و کمی هم از سرم استفاده میکنم اما حرف بی حرف !

فاطمه 22 تبریز :
در گذشته با یک انتخاب اشتباه و قرار گرفتن در یک مسیر اشتباه تر درگیر مشکلات بسیاری شدم منی که پیش بینی می کردم قراره ته مسیر گل و بلبل باشه ! چنان سرم خورد به سنگ که آخ هنوز جاش درد می کنه ! در مورد آینده ام هیچ پیش بینی منفی و غم انگیزی رو متصور نیستم شاید چون با عبرت گرفتن از اشتباهات و کم کاری های گذشته دارم حال رو با احتیاط ، آگاهی ، برنامه ریزی و تلاش می گذرونم سختی های گذشته محاله یادم بره ! نمی خوام تکرار بشن در نتیجه روال زندگیم رو تغییر دادم.

آویشا خانوم :
به نظرمن باید توی لحظه زندگی کرد. اگه زندگیمونو پیش بینی کنیم قطعا اتفاقات بدی رو درنظرنداریم وپیش بینی زندگی شاد و مفرح ودرکل زندگی ایده عالی روداریم.ولی ضربه ی اصلی رو وقتی می خوریم که پیش بینی مون درست ازآب درنیاد اون موقع است که به عمق فاجعه پی میبریم. واسه همین تفکرالانم اینه که زندگیمو پیش بینی نکنم و تو لحظه زندگی کنم.

فاطمه قادری 17 کرمون :
پیش بینی کردن گاهی اوقات خوبه وگاهی هم نه مثلا اینکه ما واسه آینده ای خودمون الکی پیش بینی های نگران کننده و دلهره آور کنیم واسترس فردایی رو داشته باشیم که معلوم نیست کی برسه! به این میگن پیش بینی بد .پیش بینی خوب هم مثل : آینده نگری و پس انداز کردن به فرض اینکه ممکن بعدها دچار مشکلات مالی بشیم .

مهتاب دال / 21:
پیش بینی هایی که بچگیام داشتم که هیییییچ به جز حسرت و پشیمونی چیزی نداشته برام ولی الان پیش بینی هام یه جور امیده تو زندگیم،اگه این امید حاصل از پیش بینی هم نبود که به آخر خط رسیده بودم.پیش بینی های من همون رویاهامه ماموری اگه ذهن منو میخوندی میفهمیدی چقققدر شیرینن...فقط یه سال مونده ولی اگه نشه چیییی؟

سیده کوثر عجمى 16 کوهدشت :
پیش بینى ها بر مبناى دانسته ها و تجربیاتمون هستن ، من آدم منفى نگرى نیستم و همیشه براى زندگیم بهترین اتفاقات رو پیش بینى میکنم .

زهرایوسفی، کاشان:
منم یه آدم منفی بافم مثل داداش علی. آبجیم وخالم مثبت اندیشن همش میگن افکارت روعوض کن ولی واقعاسخته! تاثیرش کم کم رو اخلاقم ظاهرشده دیگه الان مثل گذشته تاسرحدمرگ نمی خندم... اگرمی دانستیم مغز ما چقدرفعال هست هیچقوقت افکار منفی به ذهن مان راه نمی دادیم .امیدوارم بفهمیمممم عزیزان.

سایه عشق /۲۰ :
سلام ماموری,اونجا كه باید می درجیدی ندرجیدی اما درست پیامی كه موقع عصبانیت نوشته بودم درجیدی!من سایه ۳ نصفه شبم كه گوشه اتاق وایساده...یو ها ها ها ...شعری كه نوشتی خیلی قشنگ بود,بازم بنویس. و اماااااااا جمله آخر : خوشحالم كه دیدگاه هست,همه پیامها رو می خونم و از این تنهایی درمیام دمتون گرم.

مبیناکرمی15ازتهران:
موضوع دو: سلام. من 75درصد اوقات اهل گفت وگوهستم و اگه موضوع برام جالب باشه و تاثیرگذارتاتهش می شینم گوش میدم امااگه ببینم موضوعی رو بیش از اندازه فلسفه ای وکلیشه ای بیان می کنند فقط به طرف مقابل نگاه میکنم ووو میرم توعالم هپروت....

درنا خطیبی:
من آدم گوشه گیری هستم، در واقعیت من روزانه 5، 10 دقیقه بیشتر تو خونه حرف نمی زنم، اونم بیشتر با داداشم حرف می زنم. با دوست، آشنا و فامیل هم معمولا حرف نمی زنم. راستش من فقط تقریبا عیدها اقوام رو می بینم که معمولا من ساکت می شینم و فقط گوش می دم. سال به سال هم دوستام رو نمی بینم. از بچگی این جوری بودم. اما بگما تو باشگاه ها و با دوستای پیام نمایی ام خوبه رابطه ام، کلا با گفتگوی رو در رو مشکل دارم، تماس تلفنی که نگوووو. زیاد تحمل ندارم دور و برم شلوغ باشه. در کل در نوشتن حرافم ولی در حرف زدن با دهن و اینا تقریبا هیچ. بیشتر گوش می دم در عوض خوراکم نوشتن در اینترنت و پیامکه. خخ.

زهرا۱۸خاش:
در مورد موضوع۲ کنجدی ندوس سیاه دونه خوشمزه تره وا ! گفتگو باحال تره تا گفت وشنود خصوصن تو جمع دوست و رفیقا،تو فک و فامیل و خونواده هم تقریبن هرچی میگم مورد رضایت و حمایتشونه چون اکثرن منطقی میرم جلو.

بانوی پاییز22:
من خیلی اهل گفت وگوهستم اما متاسفانه درمواردی که حس کنم حق باخودمه وازنظرخودم حرف درستی می زنم دیگه اهل گفت وشنود نیستم! میدونم بده وحتی اگه مطمئن باشم که حق بامنه وحرفم درسته بازم بایدبه حرفای طرف مقابل ودلایلش گوش بدم ولی طاقت نمیارم! هرچندمواردی هم شده که گوش کردم ولی خب چون فکرمیکردم حق باخودمه کارخودموانجام دادم وچوبش روهم خوردم البته! مهارت شنیدن خیلی مهمه اینکه مابرای طرف مقابل وقت بذاریم وارزش قائل بشیم وبذاریم ازافکارواحساسش بهمون بگه تا بتونیم بهتردرکش کنیم وبفهمیمش وحتی متوجه بشیم که احساس اون فرددرموردماچیه ودرموردماچی فکرمیکنه مسلمااینطوری خیلی بهترمی تونیم بااطرفیان رابطه برقرارکنیم وبهترهمدیگه رودرک کنیم...

لاله 17 مشهد :
الان با اومدن فضای مجازی دیگه این مهارت گفت و شنود خیلی فراموش شده ، همه یاد گرفتیم فقط احساساتمون رو با چهارتا استیکر نشون بدیم و با چت کردن حرف بزنیم . وقتی هم که میخوایم گفت و گو همه دوست دارن حرف خودشونو بزن و به حرفای طرف مقابل گوش نمیدن چه برسه به فکر ! و وقتی داره طرف مقابل حرف میزنه بیشتر به فکر اینیم که جواب چی بدیم ! حالا من خودمو گفتما خودم اکثرا همینطوری ام در صورتی که چه سو تفاهم های الکی پیش میاد که با حرف زدن حل میشه. خیلی برای من پیش اومده مثلا یه رفتاری از کسی دیدم که ناراحت شدم فکر کردم منظور داشته واینا به جای اینکه برم بگم من از این حرفت ناراحت شدم نشستم خودخوری کردم ولی بعضی وقتا هم که رک و راست گفتم منظورت چیه؟ و بعد فهمیدم که قضیه صد و هشتاد درجه با فکر من فرق داره!

زهره پوربافرانی ۱۹ قم :
من بیشتر شنونده ام ..درواقع شنونده ی خوبی ام واسه ی درد و دل کردن اطرافیان ..چون ساکت و با توجه کامل بهشون گوش میدم و حرفشون و جایی نمیبرم.. اونام با خیال راحت خودشون و خالی میکنن ..نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی خب خیلیا اصلن به حرفات گوش نمیدن ..تا میایی حرف بزنی هی میپرن تو حرفت و حرفای خودشون و میزنن و حتی نمیذارن تو حرفت رو تموم کنی ..! یا حواسشون به ده جای دیگم هست.. یا اینکه تا موقع حرف زدن تو میشه براشون کار پیش میاد و باید برن .. ولی حالا متاسفانه گفت و گو کننده ی خوبی نیستم ..چون خیلی تو زمینه های مختلف تجربه و دانایی ندارم که بخوام بحث هرچیزی که میشه منم یه حرفی داشته باشم و بزنم...

زیبا از خوی:
با رسم نمودار درختی،شاخه ای و ستونی عرض می کنم: منده سنگ صبور خانواده ودوستان هستم و برای بهبود این مهارت مهم ،کار زیاد سختی نمی کنم،فقط سعی می کنم خوب گوش بدهم،نه اینکه صرف شنیدن ودنبال جواب دادن باشم،ارتباط چشمی با مخاطب هم موثره.راستی بین خودمون باشه،بعضی وقتها هم نمی خوام گوش بدم،لجباز کی بودم من؟!!

نجمه منصوری۱۷ خوزستان شوش:
موضوع ۲) توی خانواده همه اهل گفت و گو هستن ...هر کسی از احساساتش چه خوشی، غم، تاسف و یا نگرانی باشه میگه ولی من نسبت به بقیه کم حرف ترم بیشتر گوش میدم تا صحبت.

لیلا27چالدران:
سلام ماموری مهربون آخ آخ آخ که دردمو تازه کردی انقدرحرف تودلم مونده بزنم ولی کوگوش شنوا.کو زبان گویا.همیشه یکی بایدکروکورولال باشه که اون منم.انقدر حرفامونزدم که اگه حرف بزنم سوتفاهم پیش میادمیگن عههه اینم زبون بازکرد.خلاصه که بنده فن بیانم صفره.لطفایه اشنای عزیزمثل توضیح کامل ساده و مفیدت راجب پیشبینی گفت وگوکردن رو هم یاد بده بهم.

المیرا/زاهدان:
توخونواده بیشتراهل گفتگوهستیم.بیشترحرف میرنیم تابشنویم.اماتودوستام اهل گفتن وشنیدن هستیم وبه حرفای همدیگه روگوش میکنیم.تابتونیم به هم کمک کنیم.ازاین بابت بایدبگم که خوشبختیم.

هاجر/زاهدان:
ریشه سالم ماندن ازلغزشها،اندیشیدن پیش ازعمل کردن است وسنجیدن پیش ازسخن گفتن است.

ستاره 19 الشتر :
قبل از هرچیزی گفت وگو باید تو زمان مناسبی باشه یه زمانی هم خودمون هم اطرافیان یا شخص مورد نظر حال و حوصله درست درمون داشته باشیم ، حرفامونو با کلمات مثبت شروع کنیم ویک شنونده خیلی خوب باشیم ،بدون حاشیه و...منظور خودمونو واضح بیان کنیم وچیزی رو که می خوایم بگیم .عصبانی نشیم وبا آرامش حرفامونو بزنیم و هرچی آروم تر شمرده تر حرف بزنیم وآرامش خودمونو حفظ کنیم وحتی المقدور سعی کنیم شوخ طبع باشیم وبا کلمات شوخی کنیم.

سیده آرمیتا29مازندران:
گوش دادن پویا به معنای گوش کردن همدلانه ست به طوری که بتونیم تاحدامکان تجربه طرف مقابل مون رودرک کنیم وبه موقعیتی برسیم که باایشون ارتباط موثری برقرارکنیم.این تمرین خیلی مفیده.امابایدبه این مساله مهم توجه داشته باشیم؛حتی اگرمنظورونیت پدریامادریادوست مون!رودرک کنیم.نکته این جاست که توی بسیاری اوقات آدماازمعنای پنهان درپس پرده خودشون آگاه نیستن!مثلاوقتی طرف میگه"من خیلی گیجم!"به احتمال زیاد گیج بودنش به خاطراینه که از اونچه که به درک کردنش نیازداره بی خبره.اکثرما شاید به فراست می دونیم که تقریباهرجمله ای که به زبان مییاریم؛ به عمد یا غیرعمد مطلبی رو حذف می کنیم.و وقتی کسی با ما حرف میزنه؛ به حدس وگمان متوسل میشیم. باید دقیقا ازعلت گیج بودن طرف مون آگاه بشیم!

علی.س17:
مامور این منیت که گفتی علاوه بر معنی مد نظرت 2تا معنی دیگه هم داره:یکی هگزانول یکی هم مرگ و اجل تو فرهنگ معین بود؟ فکر کنم اسمم رو به یه بیکارتغییر بدم بهتره میرم معنی کلمات رو پیدا میکنم ... با احترام به نظر خواهر های عزیز ولی به نظر من پیشبینی مثبت و آرمانی که اکثر افراد در مورد آینده دارند و خیالپردازی ها بیشتر باعث تنبلی و تلاش نکردن میشه چون خودم ی مدت این جوری بودم ولی بعد فهمیدم هیچی مهمتر از تلاش نیست نه هوش نه استعداد و نه علاقه هیچکدوم بدون تلاش جواب نمیدن.

سامان 19 عجبشیر:
مامور خوبی؟ نمیدونی چقدرررر خوشحالم. پیشم آدم نبود و گرسنه نبودم گریه می کردم از خوشحالی. آقا نمی دونی چه تلخ بود دیدگاه آخر. آخه اون چی بود؟ دل آدم کباب می شد اه... بشینم از اول بخونم ببینم کی اومدی.

مامور معذور:
ممنونم عزیز ولی ببشقیدا.... من یه تیکه اش رو نگرفتم یعنی چی؟ گفتی: پیشم آدم نبود و گرسنه نبودم: گریه کردم! یعنی مثلا می بینی سامان یه دیگ "پلوماهیچه" زده زیر بغلش داره می ره حیاط پشتی... می پرسن: جسارتا" کجا پسرم؟ سامان می گه: دارم می رم یوخده به درد خودم "های های" گریه کنم! می گن : خو نامسلمون "دیگ ماهیچه" رو کجا می بری؟ سامان: عه! مگه شما هنوز نمی دونین من گرسنه باشم اشکم در نمی یاد؟! باز باید این موضوع رو براتون بشکافم؟ خو الانم شکافتنم نمیاد .... وانگاه پدر جان سامان می یاد دیگ رو از دستش تالاپی می گیره و میگه: شما نمی خواد گریه کنی خیر سرت... توی این اوضاع مالی اصلا نمی صرفه و نمی صرفی. برو نبینمتا... حالا چیزه ببینم برادرسامان... در مورد خنده هم اگر انقدر هزینه زا هستی بدم برات درش رو بدوزن که خنده هم یوخدی! بری بشینی ته کلاس و سفت و درسته فقط سکوت اختیار کنی!

فاطماگل:
سلام به همگی ومامورعزیزم.من خودم به شخصه خیلی اهل گفت وشنودهستم وخیلی دوست دارم اطلاعاتموبالاببرم ولی اینوقبول ندارم که گفت وگوزیادش خوبه نه آدم بایدگاهی اوقات سکوت کنه و ..البته حرف زدن الکیم بدردنمیخوره بایدسنجیده وازروی منطق حرف زدوشنیدن الکی وحرفای بیهوده گوش دادنم هیچ گرهی ازکاربازنمیکنه. به همین دلیله که سعدی میگه:حذرکن زنادان ده مرده گوی/چودانایکی گوی وپرورده گوی .وبرای بهبودبخشیدن این مهارتم بایداعتمادبه نفس روبالابرد وازهیچ کس ترس واهمه ای نداشته باشی وراحت نظرتوبگی ولی بازم بایدسنجیده ومنطقی باشه اگه دیدی اطلاعاتت کمه توی اون بحث. بهتره سکوت کنی گاهی سکوت خیلی بهترازحرفای ناقص زدنه.یه آشنا.نمیدونم شمادختریدیاپسرولی حرفاتون عالی بودن هم باشگاهی خوبم.

زهرا ازهمدان:
بعضی ازدوستان باهم فرق میکنندمثلادوستانی دارم درحدیک سلام،احوال پرسی .زیادباهاشون گفتگونمیکنم ترجیح میدم بیشترشنونده باشم امابعضی ازرفقام که دوستان صمیمی میباشندخاطرشون عزیزه هم حرف میزنم هم گوش میکنم کم حرفم بهم میگن خودت می گیری.

مهدی مرادی:
من بیشتر گفت وگو میکنم تا شنوده باشم هیچ تلاشی برای بهبودش نکردم ولی از این به بعد سعی میکنم بیشتر شنوده باشم.

زهراحصاری۱۵نیشابور:
معمولا یاشایدهم قطعا ٬کسانی که بیشترشنونده هستن تاگوینده٬افراد عاقل تری نسبت به بقیه هستن ولی خب راستش من اگه سرکلاس چیزخنده داری به ذهنم برسه بایدحتما جلوبقیه مطرحش کنم که این کاربه نظربعضیا بی ادبی وبی نظمی محسوب میشه اما اگه نگم رو دوشم سنگینی می کنه...راستی مامورک من نه چندان زیبا وهپلی هپو هستم؟عههه قبول نیست تودیدی!خخ.

اسرا18سولدوز:
وای من اصلا اهل گفت و شنود نیستم! بدم میاد وقتی یکی دلیل انجام کارش رو برام توضیح میده یا ازم میخواد براش توضیح بدم. در حالت کلی وقتی یکی زیاد حرف می زنه عصبانی میشم. یه حسی در درونم میگه همچی با پشت دست بخوابونم تو دهنش تا ساکت شه! خخخ.

عاطیناز 22:
من به شخصه سعی میکنم توی خانواده موضوعاتی رو واسه گفتوگو بکشونم وسط.اما پیش اومده من یه چیزی رو تعریف کردم ولی کسی دنباله بحثو نگرفته و منم سرخورده رفتم پی دل مشغولیای خودم. یه مدته چندتا مجله سیاسی-اجتماعی پیدا کردم(منی که اهل سیاست نیستم) و هرشب درمورد یه تیترش با باباجونم بحث (از این بحثای خوبا)میکنیم. با دوستان که درمورد ترک دیوار هم حرف میزنیم و هم چنان میخندیم(خدا حفظمون کنه). بدی حرف نزدنا اینه که اگه یه مشکلی واسه یکی از اعضای خانواده پیش بیاد نمیتونه اونو با خانواده درمیون بذاره چون عادت به حرف زدن عادی و روزانه ندارن چه برسه به مطرح کردن مشکلات. و این مشکل با تنهایی فرد میمونه و بزرگ و بزرگتر میشه...

مهشاد:
بیشترشنونده ام وچون زیاد اهل صحبت کردن نیستم اکثراحرفاشون روتحمیل میکنن! و اینکه بجای دعوا و دادوبیداد ترجیح میدم باحرف زدن مشکل حل بشه اما اگه جواب نداد دعوابهترین گزینس! ماموری اسم دخملتون رو چی گذاشتین ؟جان من بگو شب خوابم نمی بره!

مامور معذور:
عه اینجوریه؟ فلذا به شب بیداری هات سلام کن!

اسما ۷۶:
والا ما هر چی دیدیم و شنیدیم "گفت" بود، ینی بزرگواران به اتفاق دنبال یک جفت گوش رایگان میگردن، یه سری برای ناله کردن و دادن انرژی منفی به تمام کائنات، بقیه هم برای سرک کشیدن و صفحه گذاشتن پشت سر خلق ا....! روی نمودار دو ور خشخاشی هم آوردم که اگر التفات بفرمایید میبینید که درصد "شنود" و "گو" روی نمودار تقریبا صفر!

پژاره:
والا من زیاد حرف میزنم!!! دوستام میگن اینو!!! انقدر بدم میاد وقتی کنار هم هستیم همش سرشون تو گوشیه. منم همممش حرف میزنم انقدررر میگم که آخرش مجبور میشن باهم حرف بزنیم!

مامور معذور:
در نسخ خطی چنین نقل است که در چند مقام کوبیدن ماهی تابه بر "رخ" فرد روی "مخ"رواست و آن چهار چیز است فرزندم! ... که دو تایش همینجاست! یکی نوش جان شما وان دگری هم که تقدیم اونا!

نغمه 28 رفسنجون :
خانواده منده هم بسیار زیاد اهل گفت و گو هستند ، این وسط منده نیز پارازیتی بیش نیستم !! خو چکار کنم مامور ، بیشتر وقتا بین صحبتهاشون میزنن جاده خاکی ، منم هی میپرم وسط حرفاشون که ایییییی ایهاالناس غیبت نکنین ! بخدا تا بتونم بحث رو عوض میکنم اگرم نشد که دیگه هیچی مجبورم از جمع دوستانشون جدا شم ... به به ، جات خالیه مامور ! هوای خنک پاییزی ، زیر نور ماه ، خودت باشی و خدای خودت ، سجاده بندازی و نماز بخونی ....

اسمع 21 سرزه: ‌
من وقتی مسئله ای پیش بیاد یا نیاد اصولا اهل گفت و شنود هستم ... مخصوصا تو خانواده امون پیش میاد ساعت ها با هم سر موضوعات مختلف گپ بزنیم ...البته پیش میاد بعضی وقتا یوخده دوزش بالا بره و جنجال طور بشه .. اکثر مواقع موضوعات دیدگاه رو تو خونه یا بین رفقام مطرح میکنم و راجع بهش حرف میزنیم ... موضوع نژاد پرستی رو گذاشته بودی تا یه مدت تو خونه راجع به اون صحبت میکردیم اون موقع فهمیدم چقدررر عقایدم شبیه عقاید بابامه و در مورد" سهم من "‌ هنوز با رفقام در موردش حرف می زنیم و انصافا این گپ زدن ها تاثیرات خوبی هم داشت.

مامور معذور:
( با لبخندی بر لبش، شکوه پیروزی در چشمانش، شادی بعد از گل در سکناتش و تار عنکبوت در جیبهایش)
خب خب خببببب
یه دیدگاه دیگه هم اومد و رفت

عمرتون پر برکت و پر بار... فقط یه نکته خیلی مهم بگم رفقا... دیدگاه وقتی موثر و مفیده که حاضرین در صحن علنی صادقانه و خاصانه و صمیمانه درباره موضوعات تجربیات ارزنده و دیدگاه های شخصی شون رو تقدیم رفقاشون کنن....

اصولا همه ما که یه بار بیشتر زندگی نمی کنیم... جادوی ادبیات و سینما در چیه؟! اینکه به شما تجربه های زندگی ها و لحظه های دیگرتر بودن رو می ده... خودت رو می ذاری جای قهرمانش و آدمهاش.... اینه که از شما عاجزانه خواهش می کنم درباره موضوع موضع و دیدگاهتون رو بیان کنین... حرفهای پرت و پلا و تکراری: لا فایده و الاثر و المزه... آها ... از خموشان نظاره گر شرکت نکننده هم روی گردانم و شیرم رو حلالشون نمی کنم! ماست و دوغ و پنیرم روهم!

و اینکه خواهش می کنم به طور شدید و مدت مدید که مامور پیش مرگتون بشه یکم روی نگارش کلمات و فاصله حروف پیامتون دقت کنین. وقت زیادی همچنان صرف تر و تمیز کردن پیامهای توی هم رفته و شکسته نوشته می شه... آقربونش عمومی و تکاتکی...

تا یکشنبه به امید خدا
یاحق رفقا

ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمی‌دانیم
چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم!!
دوستان در هوای "صحبت یار"
زر فشانند و ما سر افشانیم!
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار "صنع" حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم...
سعدی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد