• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

باشگاه دیدگاه 29 مهر

جالب انگیز:
چرا ز غیر شکایت کنم که همچو حباب
همیشه خانه خراب هوای خویشتنم!

صائب تبریزی


خیلی سلام و خیلی درود و خیلی ادب و خیلی احترام و خیلی از این حرفها
حال و احوال؟ روح؟ ... روان؟ ... جان؟ ... جان! ای جاااان!
به آخرین دیدگاه.... نه صبر کنین خو .... به آخرین دیدگاه مهر ماه نود و هفت خوش اومدین...
اشتباه لپی پایانی دیدگاه قبلی رو پوزش خواهانه و ببشقید پاشانه تصحیح می کنم... نه که آخر هفته اومدم، تو خود گویی که اول هفته بودندی، فلذا همین دیگه، بفرمایید... اول : اول/آخریمون رو ثابت کنیم بعد... بفرمایید...

آها تا یادم نرفته و نرفتید ملتمسانه یاد آوری می نوماید!
لطفا پیامهای سنگین که با یه بشکه آب هم پایین نمی ره و می خراشه و... نفرستید... کوتاه و موجز و مرتبط و خلاقانه و در چند پیام لطفا ... اجرتون با صاحب مجلس اصلی! ضمنا یه دوستانی داریم توی دیدگاه که عینا رفتارهای مرده پرستانانه نکوهیده ای دارن... الان که هستیم به لبه آستین شلوار مبارکشون هم نیسیتیم... دریغ از یک پیام درست و درمون... بعد که افتادیم رفتیم زیر گل! هی چیز ناله سوزناک! دقیقا عین وقتایی که توی مهمونی صدا به صدا نمی رسه، تلویزیون رو می خاموشی، شونصد نفر فریاد وا حیرتا سر می دن که عجب آدمی هستیا، داشتیم عاشقانه نظاره اش می کردیم! در حالی که تصویر جعبه جادویی از بی توجهی موزاییکی شده که یکی یه تکونی بده به خودش و خودش! ... به قول مولوی جان: چو بر گورم بخواهی بوسه دادن، رخم را بوسه ده کاکنون...... مامور می گریزد! یه مشت لب و لوچه نوچ و خیس هم به دنبال ایشان که: پ چی شدددد؟! بیا دیگههههه!

ممنونیم از سهامداران دیدگاه:
آسنات 18 رودان
زهرا به توان دو
هاجر از زاهدان
منصوره 22 کرمان
و یه آشنای اصفهونی

موضوعهای قابل بحث:
یک: بنده به عنوان یک "مصرف کننده" این امکان رو دارم که بیشتر از نیازم جنس و کالا بخرم تا در روزهای بعدی آن را گرانتر نخرم! وقتی که این کار کاملا منطقی است چرا نباید این کار را انجام بدهم؟ با چه استدلال و منطقی؟!

دو: "نظر همه محترم است!" ... چقدر این جمله دقیق و صحیح و اجرایی است؟ آیا باید برای آن حد و مرزی تعیین کرد؟ چرا و چگونه؟!

مهسا حیدری 18 ورامین :
اوووف دلم میخواد اون همکارت رو بگیرم مثل خاشقچی به قتل برسونم بهش بگو دفعه دیگه حواسشو جمع کنه!

رویام20مراغه:
(پیام اولی) سلام ماموری الان ساعت4عصره یکشنبه است واینجا داره نم نم بارون میاد. درست وقتی بارون اومدکه خواستم واسه اولین بار پیام بدم به دیدگاه. خیلی خوبه ننننن؟؟ تازه بادیدگاه آشنا شدم وبه دلم نشست. راستش دویمین باشگاهی هست که به دلم میشینه! خب راجب موضوع..منده از آدمایی که خودشون رو می گیرن و فکر می کنن چیزین متنفرم! ازبعضیام که بچه هاشون رو به رخ می کشن بدم میاد. اه چیه اخه! راستش من ازهرکسی زود خوشم نمیاد. به خاطرهمین!

زهره ۱۹ اسفراین:
مامور جان موضوعی که گذاشتی حس کردن نه یک هفته، که چند ماه حتی زمان بَره برای من تا حلش کنم با خودم! که البته الانم درگیرشم.

سحر.32.ابهر:
سلام برهمه.اسنوب توزبان انگلیسی یعنی مغرور،شخص افاده ای.ولی چقدخوبه که بجای استفاده ازواژه های بیگانه،برای نشون دادن باکلاس بودن،کمی بفکرفرهنگ وزبان مادری مون باشیم.

سعید 28 ابهر :
یکی از خصلتهایی که بسیار از آن بدم میاید حسود بودن است و سعی می کنم حسود نباشم ، اما وقتی آبجیهای کم سن و سال که بیشترشان کمتر از 20 سال سن دارند ، به اون خوبی در مورد موضوعات حرف میزنند ، به خاطر معلوماتشان بهشون حسودیم میشه ، مخصوصا آبجی لاله 17 از مشهد ، راستش من چندبارموضوعات می خونم تا ازشون سر در بیارم .

فهیمه ۲۷ شهریار :
خدایی یکی به من بگه بی سواد ازش دلخور نمیشم چون واقعا سوادم در برابر خیلی از دیدگاهی های محبوبم صفره... اتفاقا خونه مادر همسرم بودم همین سه روز پیش ؛ تو جمعمون یه خانم بود که روانشناسی خونده بود در مورد غیبت صحبت میکردیم که من از کسی بدم میاد ؛ و میام غیبتشو میکنم . اون وقت من با اون فرد چه فرقی دارم .بعد هم ادعام میشه که آدم خوبه منم و اون بده ! من ترجیح میدم از کسی بدم نیاد . چون حس میکنم شخصیت و رفتار بدشون رو خودم هم مرتکب میشم . و اون وقته که میگم به خودم : دیدی فلانی رو میگفتی اله بله ! اما خودت که کمتر از اون نیسی . تو هم شدی یکی مثله اون ! پس هر کی هر جور هست به من چه ! من خودم رو سفت چسبم که باعث تنفر کسی نسبت به خودم نشم.

مبینا ۱۷ همدان:
من هنوز اندر خم یک کوچه ام و به فکر کنکور..اونوقت بچه ها رو ببین چه دیدگاهای خوب و جالبی دارن!!دیدگاه امروز رو باید ده بار خوند تا هضم کرد..بنظرم هیچ وقت منو جزوه فعالا ننویس با وجود این بچه ها..با خودمم معلوم نیس چند چندم..هعی! ... راستش نمی دونم چجوری باید هدایت کرد حس هارو پس همین راه دم دست که سرکوب کردنه رو پیش گرفتم!و نتایجشم می بینم!

کژالم 27 از شهر، یار:
به نظرم باید از ریشه مشکل رو حل کرد و راهشم فقط اینکه رو خودمون کارکنیم تا خودمون رو تغییربدیم واین فقط با مشاوره وصبرکردن که تغییر میکنه من تا حالا پیش روانشناس نرفت ولی خیلی دوست دارم این کارو کنم چون ادم نیاز داره تا با یکی صحبت کنه ودردها ومشکلاتشو باهاش درمیون بذاره(!) وچه بهترکه این کار زیر نظرکسی باشه که آدم رو درک کنه و بتونه واقعا کمک کنه به آدم..

حدیث 14 آبسرد:
خیلی خوب! من (حداقل خود "من") تا اینجا فهمیدم که ما انسانها با خودمون روراست نیستیم، رفتارهایییی داریم که برای انکار و سرکوبش اونو به افراد دیگه ای نسبت میدیم و بعد پیف پیف میکنیم که آره فلانی چه رفتار حال بهم زنی داره در حالیکه تو ضمیر خودآگاه و لا خودآگاه و نیمه هشیار و تمام هشیارمون، داریم همون رفتارو بروز میدیم. حالا هم به این قسمت رسیدیم که چطور اصلاح کنیم؟! نقل روح کنیم آقاجان! خودمونو جای طرف بذاریم و ببینیم که اطرافیان چقد بدشون میاد از رفتارمون. چون بألاخره ما هم همون رفتارو داریم دیگه.

زینب ۱۷گرگان:
ماموری مید ونی چیه؟ من خیلی دلم میخواد برای موضوع پیام بفرستم ولی چیزی به ذهنم نمی رسه. همین که می فهمم چی بفرستم موضوع رو عوض میکنی.آخه این انصافه؟هق هق هق... ( مامور معذور: می خوای موضوعات رو پیش پیش بدم محضر شریفتون شما یوخده سر صبر بیشین بر انداز و بار اندازش کن تا ما برسیم چایی هم آماده است! ) ماموری این شعرا رو از خودت میگی؟؟پا میشم.اینورکی تا میشم.وا میرم....خخخخ خیلی باحالی.خیییییلییی بااااحاااالییییی.عاششششقتم!

مهدیس 22 مازندران :
مامور یکم چارچنگولی وا شو ببینم چه جوری وا میشی؟!... نه تو فقط چارچنگولی وا شو می خوام فقط ببینم... حالا چارچنگولی هیچی اگه می تونی اینورکی تاشو اینو ببینم.. د تا شو دیگه... بیا نمی تونی پس نگو جانم...

مامور معذور:
معلومه که می تونم عاما اعتماد نمی کنم که فقط می خوای ببینی! ... بهههله، لطفا دست نزنید، فروشی نیست!

جوكار از خفر شهر خرما:
من شدیدن از آدمایی كه فورى وابسته میشن به یكى بدم میاد خداییش خودم اصلا این خصلت رو ندارم این جور ادما پیله هستن و مث كنه به آدم میچسبن و یه روزى طرف ازشون سیر میشه خیلى خصلت بدیه اگه دارین این خصلتو. سریع اصلاح خودتون كنید مردم دلزده میشن.

فاطمه قادری 17 کرمان:
اگه روزی و روزگاری یه روانشناسی بهم بگه خصلت هایی رو که ازشون بدم میاد رو دقیقا خود خودمم دارم از فرط ناراحتی مثل آدم برفی آب میشم .

فاطمه بانو:
با اینکه از آدمهای خودخواه و مغرور بدم میاد، ولی یکی تواقواممون هست که با وجود این ویژگی ها نمیدونم چی شد که از شانس بدم عاشقش شدم.

نازنین 16خوزستان:
اتفاقا یه نکته جالب اینه که مااگر چیزی روسرکوب کنیم اون جنبه خودشو به نحو دیگری نشون میده تا اعلام وجود کنه.راهکارشم خب لقمان راگفتند ادب ازکی آموختی گفت ازبی ادبان.اگه واقعا چیزی وجود داره دردیگران که باعث آزارماشده ازش اجتناب کنیم سرکوب نه ها.بعدشناساییش درخود، ازش اجتناب کنیم. امربه معروف و نهی ازمنکر رو ازقلب خودشروع کنیم.

عاطیناز 23:
ماموری خبر نداااااری.! چندماهی که نبودی همش از تو و دیدگاه تعریف میکردم واسه باشگاهای دیگه.یه کوچولو فعالیت میکردم توی باشگاهای پیشکسوت.عاماااا دریغ از یک بار درج کردن تعریفام از دیدگاه توسط مسئولاش.

فاطمه 22 تبریز :
ای دیکتاتور ! دیدی هم اندیشانیا چقدر راحت به امید می گن اسطوره ! حالا مگه ما جرئت داریم؟...... بحث در مورد روش های عدم سرکوب احساسات انقدر گسترده است که نمی شه برای همه ی احساسات سرکوب شده یک نسخه ی خاص پیچید اینجا باید دلسوز خودمون باشیم اکتفا نکنیم به آموخته های دیدگاهیمون ! مطالعه کنیم ، تحقیق کنیم حتی بریم پیش مشاور تا کمکمون کنه به نظر من هر چقدر ترس نابجا و پیش داوریمون پر رنگ تر باشه سرکوبگران ماهر تری می شیم ترس از اینکه اگر خودم باشم چه فکری می کنن ! اگر اینجا انتقاد کنم ! اگر بگم ناراحت شدم ! اگر بگم الان حالم خوب نیست نمی تونم به حرفات گوش کنم ! اگر بگم با نظرت مخالفم ! پیش داوری یعنی اینکه پیشاپیش می گم واکنش طرف مقابل چیه و حتی طبق پیش داوری خودم از انجام کار یا گفتن حرف دلم منصرف می شم ! حتتتی اگر با خودمون بودن به خواسته مون نرسیم یا پیش داوریمون درست از آب در بیاد ذهنیت طرف مقابل آماده میشه برای پذیرش نظر منطقی در دفعات بعدی ! اوصیکم به مداومت و صبر ...

اسرا18سولدوز:
از آدمای کم صبری که زود عصبی میشن بدم میاد,خب راستش مامور روم به دیفال اینا دقیقا خودمم!!!یعنی کم صبرماااا.از انتظار کشیدن هم متنفرم حاضرم بمیرم ولی منتظر چیزی نشم.وقتایی هم که عصبانی میشم نزدیکه سکته کنم دهن مهنم کج شه!خخخ ... اینکه اعتراف کنیم فلان اخلاقمون بده و قصد داریم ترکش کنیم یه جور شجاعته چون الان دیگه کی به این چیزا اهمیت میده! مردم عقلشون توی چشمشونه, ظاهرو حفظ کنی بقیه حله از نظرشون.... وااای همیشه سعی میکنم این اخلاق بد"پشت کسی حرف زدن"رو در درونم سرکوب کنم اما لعنتیا یه کاری می کنن جیگرم آتیش میگیره باااااید بگم تا آرومشم! .... موضوع دیدگاه متحولم کرده! انگار تازه بیدار شدم. بین خودمون بمونه ولی یه حسای عجیبی دارم که برام تازگی داره!چی بهتر از این؟ پس لازمه بگم خدا حفظت کنه.

محدثه بچه اراک:
من گیج شدم کاملا، چرا نظرات انقدر ضد و نقیضه؟ چرا به یه نتیجه واحدن میرسین؟ هرکسی یه چیزمیگه! مانفهمیدیم اگه از خصلتی بدت بیاد در وجود خودت هم هست یانه؟ ولی درکل با آقا سخاوت موافقم! سرکوبی وجود نداره از خصلتی بدت میاد اتفاقاچون درخودت نیست.

آرمین20:
مأمورجان لطفا اینقدر مغز ما را به چالش نکشید و بگو که غرور داشتن کسی با خودشو گرفتن چه فرقی داره؟ علی 24 ممنونم که گمراه ترم کردی.

مامور معذور:
همونه برادر من. فقط یه "راه در رو" برای آدمای حق به جانبه... چون معتقدن: آخه من که مغرور نیستم. فقط بعضییییی وقتا لازمه که یکم خودم رو بگیرم! اونم برای بعضیا ... اونم اگررر زاویه منتهی الیه طرف مقابل با سینوس حالت چرت زدن عمه همسایه سر کوچه ای مون یکی بود اونوقتا.... خلاصه خودش رو خ....می کنن... ای بابا... خر که نه... خام! ( جیگرممم... جیگررررم)

لاله 23 گهرو:
سلام مامورجان من فکر می کنم چون ما داریم عیبهای دیگران رو میگیم راحت تر قضاوت کنیم ولی اگه به خودمون باشه میگیم نه من تو فلان موقعیت. بودم وشرایط من فرق می کرد.

سارانجم، افغانستان:
موضوع یک: منده از آدمای مغرورتا حد مرگ بدم میاد، و اوج فاجعه اینجاس که خودمم خیلی مغرور تشریف داشته بیدم! عاما غرور خودم رو دوست دارماااا منتها نمی دونم چرا ازغرور بقیه بدم میاد!

زینب18:
یادته یه بار گفتم از ادمایی كه غیبت می كنن بدم میاد؟ یه مدت كارم شده بود غیبت كردن خودمم خوشم نمیومداما شاید به خاطر موقعیتم بود.الانم نمیدونم چرا دائم سر چیزای كوچیك با دیگرون بحثم میشه. قبلا اصلا اینجوری نبودم بدون در نظر گرفتن سن طرف جوابش رو میدم..سعی می كنم صبورتر باشم اما ... نمی دونم چیكار كنم؟

علی 24 تهران :
سی وسه سالته رفیق؟ خیلی جوونی که، با این طرز فکر میخورد چهل، پنجاه باشی. درمورد موضوع اینکه به نظرم بعضی افراد به این دلیل از اون ویژگی یا افراد متنفرند که از اون ویژگی یه خراشی برداشتن ، مثلا من یک دوست داشتم که میگفت من از فلان افراد با اون قومیت بدم میاد دلیلشم اینبود که در یه زمانی توسط عده ای از اون قومیت در آزار بوده. اکثریت خلقیات افراد همیشه یه ریشه درگذشته ی اونها داره.

منصوره ۲۲کرمان:
من از آدمای خودخواه بدم میاد، مثلا اونایی که خودشونو برتر از دیگران میدونن، اینو میگن که من فلانم من بلانم واینا ودیگران باید اونارو تایید کنن،اصلا خدای خودخواهین... من خودم نه مغرورم نه خودخواه ولی بعضی وقتا خانواده م اینو به من میگن، نمودونم چرا ولی این برام سواله، که چرا وقتی من از این جور آدما بدم میاد دقیقا همونو به خودم نسبت می دن؟....! واما قطعا رابطه ایی بین این دوهست...اگه اون روانشناسا هم نگن من به حرف خواهران گلم بسنده می کنم و نکته شون رو به دیده منت میپذیرم اما به این اعتقاد دارم این رفتار و اعمال منفی و مثبت درون ما نشأت گرفته از اطرافیان خودمون هست،اگه روانشناسان عزیز این نکته را به من گوشزد کنند بنده بادیده منت می پذیرم... من چون تجربه ایی و دانشی در پاسخ به این سوال ندارم پس ترجیح میدهم به یکی از همان یک فروند روانشناس مراجعه کنم ....برای درمان عیوب و غیره....امادرمان خانگی که بکار میبرم نوشتن خصلت های اخلاقی بد وخوبم دریک برگه و امتیاز دادن به آنها مثلا به خصلتهای بدم در طول روز توجه میکنم و درپایان روز نمره میدم وسعی میکنم اون کارا دیگه تکرار ننمایم همینطور سقف امتیازی هم تایین میکنم مثلاصفر بهترین نمره ومنفی بیست بدترین نمره اگر باهمین فرمون جلو برم شاید یکی دوتا ازخصلت های بدمو فراموش یا حداقل تاثیرگذاریش تو زندگیم کمترکنم یا برعکس برای خصلت های مثبتم ...

اسما ۷۶:
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می‌کرد. بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که دلش می‌خواست او را نگه دارد گفت: نرو، تورا وزیر دادگستری می‌کنیم. شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم. فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتوانی درباره خودت قضاوت درستی داشته‌باشی معلوم میشود یک فرزانه ی تمام عیاری. شازده کوچولو.

زهرایوسفی،کاشان:
من از بیشتر خصلت هابد بدم میاد مهم ترینش ادمایی که رازدارنیستن وجلوت مهربون پشت سردشمن.اگه بنده چنین خصلتی داشته باشم بادوتادستام خودم روخفه میکنم تادرس عبرتی شود برای آیندگان!

فاطمه ادهمی 20 اصفهان :
معصومه جان از همدان ، اتفاقا منم این باور رو دارم که اگه از رفتاری بدم بیاد نشون دهنده ی اینه که در خود ما هست. قشنگ لمسش کردم و به چشم هم دیدم... خخخخ لیدا همین که گفتی عمه ات خصلت غیبت کردن رو داره خودش به نظر من یه غیبته که کردی چون به قول خودت حقیقت رو داری میگی ( البته پشت سرش ). میگن اگه پشت سر کسی به حقیقت چیزی رو گفتی غیبته و اگه به دروغ گفتی تهمته! ... جان من قبول نداری پیام های روانشناسمون " مریم جان " مثل توی این فیلم هاس که در یه صندوق رو باز میکنن و هی نور زرد می پاشه تو چش و چالشون !

شیما ۱۵ گناباد:
مجازات آدم دروغگو این نیست که کسی باورش نمى كند بلكه این است که "خودش" نمی‌تواند حرف کسی را باور كند ! جورج برنارد شاو

زهرا 17 اصفان:
پیام آبجی مریم تا حد زیااادی قضیه رو برام روشن کرد.بسی متشکرم. ولی میدونی،این درک کردن و کنار اومدن باهاش خیلی سخته.نیمه ی تاریک وجود رو می خونم حتما،ولی الان نه. دیدگاه های این چند نوبت رو هم الان که میخونم،می ذارم بعدا هم باز می خونم تا بهتر متوجه شم.... هر چی به پیام آبجی مریم بیشتر فکر می کنم بیشتر برام روشن میشه قضیه،ولی در کل پذیرفتنش سخته..ته نتیجه گیریم اینه که آقا اصلا به من چه کی چه جوریه، من انرژیم رو می ذارم روی خودم،نه که تو وجود این و اون دنبال عیب بگردم که چه بسا عینش در خودم باشه...

ستاره 20 الشتر:
خب فرض بر اینکه ما متوجه عیب رفتاری خودمون شدیم ،اگر بخواهیم از اون رفتار متنفر بشیم و خودمون رو سرزنش کنیم قطعا باین طرز برخورد فقط بهش "بها "می دیم و صد درصد بیشتر بروزش می دیم!!? قبل از هر چیزی باید اون رفتار رو بپذیریم وگاهی حتی باید دوسش هم داشته باشیم تا بتونیم باهاش کناربیایم . اگر بشه که باید اون رفتار اشتباه رو درجهت مثبت هدایتش کرد اگرنه ویژگی "مثبت"مقابل اون ویژگی "منفی "رو پیدا کنیم واون ویژگی مثبت رو تقویتش کنیم. مثلا مقابل غرور"نابه جا" فروتنی رو داریم ، به جای سرزنش خودمون تصویر سازی کنیم ازعبارات تاکیدی استفاده کنیم و خودمون رو یه آدم فروتن تصور کنیم و مدام به چیزی که دوست داریم باشیم فکر کنیم.

لیلا 27 :
تا حالا اینجوری به موضوع نگاه نکرده بودم که ممکنه خودم بدخلق باشم که ازبد خلقی بدم میاد. شایدهم بدم نمیاد بلکه حسودی می کنم به کسی که می تونه عصبانیتش رو بروز بده و خالی شه ولی من نمی تونم واز عواقبش می ترسم و به ناچار سرکوبش می می کنم. راهکارش هم اینه بهم میدان بدن تا حسابی جیغ و داد کنم وعقده هام رو بگشایم.


رودابه روشنی جامانده ی اربعین:
من اگه میگم ازکسی بدم میاد از ویژگی اون اون آدم خوشم نمیادنه خودش!پس لطفاباحرفای فلسفی به حاشیه نرید،وقتی ازشون بدی میبینیم زندگی برا آدم نمیذارن وقتی خودم این ویژگی هاروندارم چجوری ازشون بدم نیادآخه!... گریز از مرگ دشوار نیست گریز از بدی دشواراست چون بدی ازمرگ تندتر می دود.

زهرا بیرجندی:
مامور ... موضوع اعتیاد و یادتونه که همگی گفتیم اعتیاد جیز، اوخ، بد، زشت یعنی اینکه همگی ما ازش بدمون میاد، بعد طبق چالش این نوبت، یعنی همگی ما دور از جون اعتیاد داریم؟..معلومه نه...فکر کنم دیدگاه آینده میخواین این رو توضیح بدین..من که سراپا گوشم... اصلا مخم هنگ کرده....
شیما 22:
دوستی که گفتی همه از مریضی بدشون میاد پس همه مریضیم! ما داریم درباره خصلت و ویژگی آدما حرف می زنیم. شما از یه آدمی که مریضه بدت میاد؟ ... نه.

یه آشنای با عاطفه از اصفهان:
یک) چرا بعضیا همه رو باهم قاطی کردن مگه فقر ومریضی و اختلاس خصلته آخه ؟! فروید روانشناس اولین کسی بود که نظریه فرافکنی رو مطرح و دقیق بازش کرد عجبا که دوستان هنوز این رو قبول ندارن این نشون میده که هنوز شناختی از خودشون ندارن. فرافکنی یک دفاع روانی است. فرافکنی به معنای پرتاب کردن رو به بیرون یا رو به جلو است. یعنی نسبت دادن نا آگاهانه عیب های خود به دیگران. کسی که فرافکنی می کنه نقص های خودش رو در دیگران می بینه به طوری که این ویژگی فقط دردیگران وجود داره. مثلا اگه خشم رو در خود انکار کنیم افراد تندخو رو جلب می کنیم چون خشم سرکوب شده باعث میشه تندخویی اطرافیان رو ببینیم و واکنش نشون بدیم و فکر می کنیم خودمون فرد خشمگینی نیستیم... دو) اگر متوجه شدید که نسبت به رفتار دیگران واکنش شدید نشان می دهید از خود بپرسید درست که طرف رفتار نامناسب دارد ولی چرا من باید تا این اندازه حساسیت نشان دهم پس حتما اشکالی در من وجود دارد که انقدر حساس هستم. به مدت یک هفته خود را زیر نظر بگیرید از کسانی که می رنجیم دلیل رنجش خود را یادداشت کنیم سپس بر گذشته خود مرور کنیم که آیا تاکنون این ویژگی در ما دیده شده است یا خیر؟ و نظر دیگران را هم بپرسیم تا حقیقت روشن شود.

سیده آرمیتا29مازندران:
ده روز مراقبته بهمون خیلی کمک می کنه اول باید چیزهایی که باعث میشه خصلت های خوب وبد رو درما بوجود می یاره رو کنترلش کنیم! این رفتارهای تحریک آمیز ممکنه تابع یه شرایط خاصی باشه. ممکنه درفلان مکان یا پیش شخص خاصی بیشتر اون رفتارهامون رو بروز بدیم.می تونیم کاملا درشرایط خاص گوش به زنگ باشیم وروی خودمون کنترل بیشتری داشته باشیم.گاهی لازمه کمتر خودمون رو؛دراون مکان و شرایط قرار بدیم تا پیشگیری کنیم.اولش می تونیم پرهیزکنیم از رفتارهای بدمون! کم کم می تونیم روشون مدیریت قابل توجهی داشته باشیم. بعدش تلاش می کنیم در برابراون رفتار تحریک کننده رفتار دوراز ادبی نداشته باشیم. قطعا اگرتلاش بکنیم نتیجه مثبتی خواهیم گرفت!

زهرا به توان ۲، ۱۷ کرمانشاه:
برای کنترل رفتار های بد باید اول رفتارای بد رو شناسایی کنیم . و تشخیص بدیم کجا این رفتارا تشدید میشه تا بتونیم کنترل کنیم ... هر رفتار بدی یه شبه کنترل شدنی نیست. تمرین و ممارست می خواد از همه مهم تر اراده و تلاش و حوصله می خواد . نباید خسته شد ... مشاوره گرفتن و کمک گرفتن از دیگران هم راه‌حل خوبی می تونه باشه ولی بیشتر برمی گرده به پشتکار و خواستن خودمون.... من خودم خیلی حسود بودم ... قطعا این حس از بین نمی ره و هنوز در وجودم این حسادت هست ولی کنترل کردم ... به هر کسی حسودی می کردم بعدش خودم رو مجبور می کردم براش دعای خیر کنم ‌..‌. سخت ترین کاری بود که تا حالا مجبور بودم انجام بدم ... الان یه تعادلی(!) به وجود اومده بین این حسادت و من... که آرامش دارم .

آسنات ۱۸رودان:
...... ابتدا منشا منشا اخلاق ناپسندم رو پیدا میکنم تا ازحالت ناخود آگاه بیاد بیرون. بعدتا اونجا که ممکنه سعی میکنم به خودم بقبولونم که من این صفت کریه رو دارا هستم نقطه. سپس تلاش میکنم که دیگه انجامش ندم.

هاجر/زاهدان:
طبیعتا آدم وقتی بدیهایی که سعی درسرکوب شون داره تو وجود یکی دیگه می بینه ( مثل آینه) مضطرب میشه که اینگاری لو رفته! و حتی اگه بارها به خودش تلقین کرده باشه که این نیست باخودفریبی جزئی ازخودش رو می بره زیرسوال وکار به جایی نمی بره. قطعا راهش سرکوب نیست، با سرکوب حس درنده خو تر میشه! فقط با ملایمت میشه رامش کرد...بد نیست با این خصلت ها حرف بزنیم و قرار بذاریم هر از چند گاهی که دعوتش کردیم بیاد. خودآگاهی تنهاکافی نیست، اراده و قدرت تغییرپذیری و درک موقعیتم موثره... جالب انگیز چند وقت پیش ازجانب خودت نوشته بودی اما مال مولوی بود خیلی برام عزیزه:"عاشقا در خویش بنگر/ سخره ی مردم مشو"!

مامور معذور:
خب خب خب!
عاما در مورد موضوع این هفته... ماجرا در عین سختی خیلی راحت تر از این حرفهاست... اونجاییش سخته و غیر قابل باور که مربوط می شه به بخش ناخودآگاه روان ما ... هشتاد درصد این روان (به طور معمول) ناخودآگاهه... و البته با جهد و تلاش و آگاهی می شه این تناسب رو تعییر داد... دقیقا کاری که روان کاوها با سایر این کوه یخ که زیر آب هست می کنن...
جنگ فعلی ، جنگ خود آگاه و ناخودآگاه ماست... مثلا: ناخود آگاه مامور میگه: تو بیماری؟ که دویست متر زباله و نخاله رو حمل می کنی، بعد می بینی بازم نمیشه می ذاری توی کیف یا ماشینت؟! خوب تو هم خودش رو رها کن وسط خیابون... نظم و فرهنگ کیلویی چند؟ ... خودآگاهش میگه: زکی! مگه من مرده باشم! ووو غلبه می کنه... وانگاه بنده یک فروند هموطن بی فرهنگ که آشغال می ندازه می بینم روح و روانم شلتاق می کنه و چار تا دشنام اقوام نزدیک! هم بارش می کنم تا اون فشار تسکین پیدا کنه! چون من اون میل درونیم رو خفه می کنم و نمی پذیرم که منم شلختگی خاص خودم رو دارم!

به عبارت ساده تر: تصور کنین اژدها هایی رو که می خوان از اعماق آب سر بر کنن و منده هر روز با کلی انرژی و فشار هولشون می دم پایین که خفهههه... خب معلومه وقتی می بینم یکی خوش و خرم با اژدهاش پشتک و وارو می زنه و عین خیالش هم نیست لجم در میاد و می گم ازش متنفرم! چون من نمی خوام اون آدم باشم! چون من با تمام انرژی وایسادم که در رو هول بدم اون بعدم طرد شده ام نتونه بیاد داخل!

این از اصل و اساس ماجرا... اما این قضیه مطلق نیست... حتما اگر باریک بین و دقیق بشیم می بینیم خودمون هم به مشخصات و مختصات خودمون و در حد خودمون ( با اینکه بدمون میاد) همون ویژگی ها رو با یه تناسبی داریم و در واقع یکی بدتر از خودمون رو به خودمون نشون می دیم که بگیم : بیاااااا، این رو ببین چقدر بده، تو که خیلی هم خوبی! کاری که تو کردی در مقایسه با این چیزی نیست که بااااو!
و اینه که دقیقا این هفته به چشم خودم دیدم من که از آدمای مغرور متنفرم بعضی وقتا که آب فراهم میشه، اوووف چه غروری دارم نشکستنی! ... من که از دروغگو بدم میاد بهههله یه دروغای ریزی هم می گم استادانه! من که معروفم به دست و دلباز بودن، یه وقتایی برای خودم قدم از قدم بر نمی دارم! آخه: مگه پول علف خرسه؟!

فلذا عزیزای دلم ... چه خوشتون بیاد چه بدتون بیاد این مواردی که گفتیم قطعا در درون خودمون هم هست که اگه نبود با دیدن قرینه ها و آینه های مقابل خودمون به هم نمی ریختیم!
راهکارش هم ابتدا پذیرش این ویژگی ها هست... همین که بدونی و به رسمیت بشناسیش خود ایشان از زیر آب میاد بیرون و محترمانه می ره یه گوشه ای می شینه و کلی انرژی مسدود شده رها می شه.... انرژی ای که باهاش می شه رفته رفته رررررفت پی اصلاح اون رفتار ناپسند...

هر کسی با خودش صادق تر باشه، هرکسی با خود خودش بیشتر خلوت کنه حتما بهتر از پسش بر میاد
اینه که دسترنج هر کسی از این موضوع کاملا متفاوته... ممکن هم هست به این زودی متوجه نشیم که دقیقا این صفات خود ماست اما اگه دنبال خود سازی باشیم حتما اون صفت یه جایی یقه مون رو می گیره که : ببین منو! من هستم! بی شعور! ( قیافه ها رو، بی شعور رو با من ذهنی تون بود! )

خب خب خب... زیادی زیاد شد...
فعلا تا چهارشنبه به امید خدا
خیلی دوستتون دارم ... مسئولانه و مومنانه!
ارادت و احترام، ای همنشینان جان
یا حق....

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی
به صف اندر آی تنها که سفندیار وقتی
در خیبر است برکن که علی مرتضایی!
مولوی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد