• slide-0.jpg
  • slide-2.jpg
علم و دانش
روانشناسی موفقیت
کسب و کار
حقوق و قوانین
شعر و داستان
لبخندانه
باشگاه دیدگاه
دستور آشپزی
یادداشت های سلامتی

دیدگاه 19 دی

جالب انگیزپاش:
یک بخش اساسی بیداری، شناخت خود بیدار نشده شماست. خودی که فکر می کند، سخن می گوید و عمل می کند. بخش دیگر، شناخت جریان ذهن شرطی شده جمعی است که آن وضعیت بیدار نشده را تثبیت می کند... عمل خودشناسی یکی از راههایی است که در طی آن بیداری صورت می گیرد. شما می توانید علیه من درونی تان بجنگید و پیروز شوید همان طور که قادر به شکست تاریکی نیستید! نور آگاهی تنها چیزی است که ما به آن نیاز داریم و آن نور خود خود شما هستید!
یک زمین جدید/ اکهارت تله

سلام
والسلام!
اینجا مامور... هست معذور ... شد مخمور، از همممه جور ... آهان چیزه... پول لازم... زود عازم!

ملاحظات دیدگاهی:
لطفا پیامها با رعایت فاصله بین کلمات، نقطه و ویرگول گذاری، کامل نوشتن کلمات خصوصا حروف ( که، به، را و ... ) در چند پیام/ نه یک پیام طولانی، راجع به موضوعات، مطالب و پیامهای فعلی و قبلی دیدگاه... و خلاقانه و همراه با مشخصات شما در ابتدای "هر پیام" ارسال شوند... پیشاپیش و پساپس از درک، فهم، همراهی، همکاری، همیاری و بذل توجه و محبت شما سپاسگزاریم!

موضوع مورد اشاره:
لطفا حتی المقدور یوخده طنازی بفرمایید دورهمی دلمون باز بره... یه خاطره بامزه... اگه میشه بشه: شیرین متمایل به ترش قلب قلبی لطفا... یه گوشه چشم و ابروی ملیح و نمکین، یه لطیفه ... یه تکون... نه یه حرکت بامزه فرهنگی /هنری/ خانوادگی از آنچه در چنته دارید! این گوی و این میدان... فقط چیزه! اینجا خانواده نشسته/ نشسته تخمه می شکونه با چشمای شبیه جغد!

همدلان و باحالان دیدگاهی:
سعید 28 از ابهر
بیتا بانو از همونجا
امید طلوعی از کرج
و لیلی از خیلی نه از تهران!

شیما 22:
مگه می شه توجه و تایید دیگران خوشحالمون نکنه؟ البته اگه کارهایی که انجام می دیم خلاف باورهامون و صرفا برای خوشایند دیگران نباشه، چه اشکالی داره. مثلا برای توجه و تایید معلمی، استادی، بزرگتری یا آدمی که الگوی ماست، کلی هم اعتماد بنفس آدمو میبره بالا . ولی نه طوری که همه کارهامون روی مدار سایرین باشه و اگه مورد توجه قرار نگرفتیم بخوایم خود خوری کنیم.

شافیه از پیرانشهر :
مامور در مورد اون ماسکی که گفتی واقعا همینطوره ؛ مثلا خود من این روزا احساس میکنم واقعا یه ماسک برا خودم درست کردم تا خود واقعیمو کسی نبینه...مامور خیلی با این حالم کلنجار رفتم فهمیدم که خود واقعیم خیلی از ماسکی که گذاشتم زیبا تره ولی واقعا نمی‌دونم چرا بازم با این حال نمی تونم خودم باشم ؟؟ تو هیچ موقعیت و حالتی بهم اجازه نمیده کاری که دوست دارم و در عین حال درست و به جا هم هست انجام بدم و وادارم میکنه تا کاری که از درون ناراحتم میکنه رو صرفا بخاطر دیگران انجام بدم... و این خیلی اذیتم میکنه.

مهسا حیدری ۱۸ ورامین :
آدمی که خیلی راحت فراموش میکنه و رد میشه حتما یه بار خیلی راحت فراموش شده. چرا خوبی کنی که یادشون بره؟ بدی کن که یادشون نره! یه وقتایی لازمه بدی کنی و سرد باشی تا بدونن هروقت برن و برگردن با گرمی به استقبالشون نمیری.

المیرا خانووم 17، خونمون :
راجع به موضوع دومم باید بگم که وقتی یه کاری رو برای شادی بقیه انجام می دی اونو بعد یه مدت کلا فراموش می کنن. البته این برای من بوده بقیه رو نمی دونم و اینکه به اون آدمم بستگی داره بعضیا هیچ وقت خوبی هایی که براشون انجام دادی رو فراموش نمی کنن. :) ولی وقتی یه کاری رو برای خودت و دل خودت انجام دادی، حداقلش اینه که برای خودت بوده :) فکر می‌کنم تو زندگیم بیشتر برای شادی دیگران کاری رو انجام دادم تا شادی خودم.

سیدعلیرضا20مشهدجان:
مأموری دارم روانی می شم ازبس فکرکردم،یعنی واقعا خوبیایی که به بقیه کردم برای رضای خدابوده؟ یا واسه اینکه بقیه بگن دمش گرم چه با معرفته و اینا؟ اگه واسه رضای خدا نبوده پس اون حس خوب قلبی که بعدش داشتم ازچی بوده؟ یا اگه برای خدابوده پس چرا،واقعا چراوقتی بدی میکنن دلم میشکنه؟ من واقعا منم؟؟ یا این ماسکه؟ دارم دیوونه میشم مأموووور... هرچیم آدم توقع تشکرنداشته باشه ولی توقع بدی هم نداره به حرمت خوبیایی که میکنه، منه بی توقع برای تشکر وقتی متوجه قدرنشناسی اطرافیانم میشم که بدی میکنن..حالاچیکارکنیم ؟!

المیرا/ 17 زاهدان:
میخوام آدم هادرعوض خوبی هام فقط یک کلمه به من بگن: جزاکم الله خیر.تمام آرزوهای قشنگ دنیاتواین جمله است.خواسته زیادی است ولی هنوزم منتظرهستم تاشایدکسی این روبه من بگه.اما کارام فقط به خاطر دل خودم وبه خاطرخدام است.

مهدیه تیر ماهی. 83 کهنوج::
بله زیاد پیش اومده اصن همیشه پیش میاد ولی یه کم که فکر کنیم خودمونم کم این کار رو نکردیم دو: به خاطر حرف مردم؟ عمرا حتی یک لحظه هم نمی تونم فکرش رو کنم من یه بار بیشتر به دنیا نمیام پس هرجوری دلم میخواد زندگی می کنم (اما بیاین قبول کنیم گاهی اوقات نا خود آگاه بر اساس حرف مر دم پیش میریم(

سمانه26:
سلام مامور خوبی؟ خیلی فكر كردم بفهمم چرا ناراحت میشیم؟من كارایی كه برای دیگران انجام میدم واسه حال خوب و دل خودمه!اما اگه واسه دل خودمه و با كمك كردن حال خودم خوب میشه،چرا از نمك نشناسی ادما ناراحت میشم؟ایا حال خوبی كه نصیبم میشه،واسه پاداش كار خوبم كافی نیست؟؟؟چیزی كه به نظرم رسید این بود كه: كسی كه حالش خوبه دوس داره حال خوبشو با دیگران تقسیم كنه،وبه همه گل هدیه میده اما وقتی ببینه دیگران به طرفش سنگ پرت میكنن!خب حالش گرفته میشه دیگه...! با اینكه انتظار پاسخ و واكنش مثبت رو در برابر انرژی وكار مثبتش از دیگران نداشت، اما انتظار برخورد وانرژی منفی روهم نداشت! شاید دلیلش این باشه! اما اگه كار رو واسه خودمون انجام میدیم چرا با برخورد اطرافیان نارحت میشیم؟

فاطمه سعادتمند :
هوووووررررراااااا ، بالاخره فهمیدم چی پرسیدی عزیزم . برای شفا دعا کردم ، نشد باید دخیل ببندند برااام ، خخخ. فرقش اینه که اگه کاری رو با هدف توحیدی انجام بدی ، ، فقط و فقط برای خوشامد خدا و طبق نظر و سلیقه خودت ، ، میشی همونی که هستی یعنی مامور معذور ، یا فاطمه سعادتمند ولی اگه برای خوشامد دیگران بزی ، ، نهایت میشی یه عروسک کوکی که ازت زده میشن . هیچ وقت نمیتونی خودت باشی ، و همیشه از خودت ناراضی میمونی . حالا درست فهمیدم یا نه ؟

زهرا سادات 17.یزد :
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هرکسی برحسب فهم، گمانی دارد
حافظ

علی 25 تهران :
سلام، رفیق جان. بحث، پربحث تو این نوبت دیدگاه زیاده ولی جای بحث زیاد ترداره همون قسمتش که هی حذفش میکنی از کنار پیامها،نمیگم وابسته ام و این اداها که اینجوری نیست حداقل از خودت یاد گرفتیم که ماسک بازی تعطیله... هرچی تو گفتی من فکری یادش گرفتم ولی مامور عزیزم چرا راجب رفتن حرف میزنی؟ نگفتیم قول بده چون درک میکنیم دست تو نیس ولی دست توهه که مارو بهشون نشون بدی یا اونارو نشون بدی،که لااقل بفهمن ما پشت باشگاهمونیم. دیدگاه چند ماه رفت هیچی نشد این زنگ ها و این پیاما و دعوا... هیچی تو نظرشون! وقتی پای رفتن درمیون باشه احساس لذت نداره رفیق که میگی همین حالا که هست پس لذت ببرین.حق هممونه که بدونیم چرا وکی جمعش می کنه؟

علی.س17:
مأموری به نظرم من تو ی کره دیگه زندگی میکنم.چون نه خیانت دیدم، نه نامردی و قهر و.... ولی خدایی جوری زندگی می کنم که دلیل دست کسی نمیدم که ازم ناراحت باشه.عجیبه حرفای دیگران برام.اصلا انتظار محبت از کسی ندارم و بی محبتی هم نمیبینم به همین دلیل.به کسی هم محبت نمیکنم و اگه هم بکنم انتظار ندارم،ولی خدا رو شکر که ازدواج نکردم،وگرنه همه رو تجربه میکردم.

صبا دخی همایونی:
این آهنگ حامد همایون(الکل نگاه) بی ربط به موضوع یک نیستا قال حامد همایون:همیشه بی اثر ترین تلاش من گلایه شد دلم گرفته بود و این کلام ها کنایه شد همیشه عاقبت خودم شکستم و فنا شدم خراب و مست و بی رمق وبال کوچه هاو(به قول خودشون)شدم.سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره.پیشنهاد میشود قانونی تهیه و گوش داده شود.

مامور معذور:
خو یعنی این والاحضرت همایونی! فقط یه جا از دستش در رفته بود بیاد بخونه و اون صوت ملکوتی داوودیش رو سر بده که اونم اجابت شد، منابع مطلع می گن الان شبها رو بهتر می خوابه!... ایها السمندون بیا منه بهههخور! ... چیزه! علیرضا عصار تعریف می کرد اون موقعی که آهنگ حسرت محمد اصفهانی بیرون اومده بود... همه شبکه های صدا و سیما که مدام این آهنگ رو می ذاشتن هیچ... جلوی مغازه های فروش نوار و سی دی ، همه جا ، توی پاساژها و توی پارکها... بعد ما یه بار داشتیم می رفتیم فرودگاه که بریم کیش . توی ماشینی که می بردمون هم طرف داشت گوش می داد!... رفتیم توی فرودگاه، اونجا هم توی سالنش داشت پخش می شد... خلاصه با یه کشتی کوچیک رفتیم روی خلیج فارس به محمد اصفهانی گفتم : می دونی؟ خوبی اینجا چیه؟ حداقلش سکوته و آهنگت اینجا دیگه پخش نمی شه... در همین حال و هوا بودیم که یه لنج داشت از کنارمون رد می شد و اون هم روی عرشه اش همین آهنگ رو گذاشته بود که: نمی خواستم خورشیدو ازت بگیرم! ... ما هیچ/ ما نگاه!

مهدی برومند 15:
وقتی نظر بقیه رو می خونم ، وقتی از نادیده گرفته شدن ها می شنوم ، بیشتر منقلب می شم. بیشتر از قبل ، این اره ی لعنتی ، توی وجودم جلو و عقب میشه. خودم که خیلی ... اووووف. انقدر دل شکسته شدم از دیدن پاسخ کارها و خوبی هایی که در حق این و اون کردم... اصل احترام که قبلا گفتم اینه: اگه همه خوب بودند ، فرض رو بر این بذار کسی که باهاش روبرو میشی آدم خوبیه و اون رو محترم بشمر ، اما اگه خلافش ثابت شد ، نه. اگه اکثریت بد بودند هم برعکس بالا. از لحاظ روابط اجتماعی ، راستش بزرگترین درسی که گرفتم و حالا نمیدونم متأسفانه یا خوشبختانه اون رو با کل وجودم حس کردم اینه که به هیچکس نباید بیشتر از لیاقتش خدمت کرد. چون آخرکار ، اونی که ضایع میشه خودت هستی. هیچ وقت از کسی انتظاری نداشته ام و ندارم. چون فهمیده ام نباید از کویر ، انتظار گلستان داشت. اما به هر تقدیر ، باید تحمل کرد ، سربار بودن را.... این ها شاید از نظر شمایی که دارید میخونید منفی بافی باشه ولی متأسفانه برای من ، یه حقیقت تلخ و اثبات شده است.

فاطمه 18 قائمشهر:
آره حرفت رو قبول دارم ولی خوب آدم واسه اینکه الان یکی بهت بگه که وای تو چه قدر فداکاری یا خوبی که به دیگران کمک نمیکنه! هدفت خوش حال شدن شونع.من به اونا کمک نمیکنم که وقتی کارم لنگه اون رو به اون در بدم (چون کمکت کردم تو هم باید کمک کنی) به اینا کمک میکنم که خوش حال شن. این جور باشه که هیچکی لیاقت منو نداره. هیچکی منو وادار به کاری نمیکنع .من اختیار دارم.فقط نمیخوام یع وقتایی وقتی نیاز دارم به کمک تنها باشم. کامل قابل درکه که من انسانم و منکر این نمیشم که نقصایی دارم (چه از دید خودم چه از دید دیگران) و یقینا منم باید اصلاح شم.من فقط بعضی موقع دلم میشکنع . شما بذار به حساب سن کمم! شرمنده...

محدثه 16 البرز :
سلام . مأموری حرفات دگرگونم کرد از یکشنبه که دیدگاه رو خوندم دارم با خودم کلنجار میرم و دیدم که آره منم یه جاهایی ماسک فداکاری زدم که بگم نگاه کنید من خودم رو بخاطر خوشحالی شما وقف کردم ولی گاهی حقیقت یه چیز دیگه هست منی که گاهی آشپزی میکنم در ظاهر میخوام نشون بدم که باری رو از دوش مادر گرامی برداشتم ولی حقیقت و ماهیت کار اینه که بیش از هشتاد درصد اینکار حال خودمو خوب میکنه و کمتر از بیست درصد برای برداشتن بار از دوش مادر جانه . واقعا دنیای درون انسان شبیه یه جنگل تاریکه هم اینکه وقتی واردش بشی به شدت میترسی و هم اینکه شناختش بسی صعب و دشواره .

بیتا بانو:
نمی توانستم راهی پیدا کنم که موجود ویژه ای در جهان باشم! ولی می توانستم راهی متعالی برای پنهان شدن پیدا کنم و برای همین نقاب های مختلف را امتحان کردم: خجالتی، دوست داشتنی، متفکر، خوش بین، شاداب و شکننده... این ها نقاب های ساده ای بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند. باقی اوقات نقاب های پیچیده تری به صورت می زدم: محزون و شاداب، آسیب پذیر ولی شاد، مغرور ولی افسرده... این ها را به این خاطر که توان زیادی از من می بردند، در نهایت رها کردم. از من بشنو نقاب های پیچیده زنده زنده تو را می خورند. کتاب جز از کل/ استیو تولتز ... منم برای یکی از بستگان ماسک می زنم! دو سال اختلاف سنی مونه. از همون بچگی می گفتن اگه نخوری/ نپوشی/ استفاده نکنی، می دیم فلانی! بدون اینکه متوجه باشن/ باشم یاد گرفتم هر چیزی دارم به هر کسی بدم به جز اوشون! برای همین به وضوح اینطور رفتار می کردم و همین باعث شد خونواده فکر کنن من خیلی حسود تشریف دارم! تولدم اصلا یادش نمی مونه و من هر سال مجججبووورم تولدش رو از راه دور تبریک بگم. اصلا و ابدا دلی نیست. فقط به این دلیل که فکر نکنن حسودم! اونقدر خونواده اینطور فکر کردن که برای رفع این حس در وجودم همیشه براش دعا می کنم و خیلی وقتها با خودم می گم: مطمئنی این دعا دلیه؟ هیچوقت به جواب نرسیدم. دوستش دارم ولی نمی دونم چمه!

عاطفه 29 اصفهان :
مامور خوبی؟ مطمئنی چیزیت نیست؟ به جان خودم شب بیداریها روت اثر گذاشته. من که سرم تو کار خودمه. کی درباره خودت چیزی گفتم؟ عجیبه ها. یا ایهاالناس من کاری باهاش ندارم شاید یه عاطفه دیگه رو میگه !! ... پیش یه ملت تهمت کاری که نکردمو بهم میزنی. اصن بی خیال تر از من تو باشگاه مگه داریم. من کی تاحالا ازتو بیوگرافی خاستم. من که حتی یه تبریک واسه تولد بچت نگفتم. واسم مهم نبود. گفتم تماس تلفنی هم نمیخام.همیشه هم از درج حاشیه ها حرص میخورم. پس چی دیگه ؟مگه جز من عاطفه دیگه ای هست. روووشن کن... من هنوز هنگم. رو چه حسابی این حرفو زدی ؟! گیج شدم بخدا. من که فقط واسه موضوعات پیام میدم چرا حرف درمیاری. سرم درد گرفت. کاش اینجا بودی دو دستی خفت میکردم .

مامور معذور:
عه! راست می گیا! یعنی واقعنی آلزایمر دارم؟ یا فشار کار و نی نی بودندی؟ که باعث شده بگم دنبال قاتل بروسلی و بیوگرافی هستین؟! بیتا و سارا که خودشون می دونن و من، البته رفقای کارآگاه مخفی دیگه که نام نبردم کم نیستن مثل مرحومه زهرا کریمی سابق از قم ... شمام محض اینکه گفتی مامورک نیستی و مارمولکی ... برای تنوع درج می شووود... حالا باز ناراحت نشی و قهر و ... من که فقط قصدم دورهمی و شوخی و خنده است... و اینکه ببینین مامور انقدرا هم شوت باقالی نیست... ولی خودمونیم بچه ها! فکر می کنین من آدم دیوونه ای نیستم؟! هستم؟ نیستم؟ ( اینها برای اون یکی خط شماست مهربون!)

عاطفه 28 اصفهان :
(چهاردهم آذر نود و شش) مهربون یه چیز بگم ناراحت نمیشی؟ اگه گفتی من هروقت برج میلاد رو می بینم یاد چی میفتم ؟ اگه گفتی! یاد دماغ جنابعالی ! آخه نه که یه بار گفتی دماغ برج میلاد وار بنده ! همش میاد توی ذهنم .نگا برج میلاد میکنم میگم خدایا دماغش یعنی چه شکلیه ؟ درازه؟ تیزه؟ گرده؟ چجوریه آخه. نمیدونم . کاش بیشتر راهنمایی کنی ...( نهم دی نود و شش ) میگما نمیشه فقط به من بگی مجری کدوم شبکه ای ؟ فقط به من... باور کن به کسی نمیگم !!!!!! ... خسته شدم بس کانالها رو گشتم. اما خیلی شبیه.... ( اسم یه مجری) هستی. دارم از کنجکاوی میترکم ... بی نام : دست نیافتنی و محال ترین آرزوی من فقط دیدن مامور هست !

سودابه 23 از چناران :
وقتی میرم خونه مادرشوهرم چون پاهاش درد میکنه من کارای خونه رو انجام میدم هم بخاطر شاد کردن ایشون و هم خودم یه حس خوب دارم ولی ماموری ایشون جاری دیگم رو که هیچ کاری براش نمیکنه بیشتر تحویل میگیره که منم عادت کردم به این کارش ..

ستاره 21 الشتر:
وااااقعا قابل درک نیست برام نمی تونم بفهمم چطور یه که تقریبا همه ناراضی ان!! یه آبجی دارم خیلی مهربون و بامحبته اتفاقا محبت های دیگرانم به بهترین شکل جبران می کنه ولی همیشه میگه دستم نمک داره چون توقع داره همه مثل خودش باشن ! همه مثل خودش جبران کنن و... اصلا نمی شه توقع داشته باشم چون من خوبم ،مهربونم داداشمم باید بامن مهربون باشه فرضا من مهربونی خصلتمه داداشم بی تفاوتی !این یعنی نمک نشناس داداشم ؟ ومن دیگه مهربون نباشم چون قدرم رو ندونسته .من ترجیح می دم به جا اینکه خوبی ها و...داشته ونداشته خودم رو بشمارم محبت های بقیه رو ببینم و قدر دانی کنم ... راستی مامور کللللی به اون عفت کلام خندیدم آخ آخ ای مامور بی عفت کلام !!!!نوچ نوچ واقعا جای تاسف داره ههههه.

نرگس 37 اصفهان :
سلام مامور ، مامان و بابام ازآدمای نمک نشناس ازنوع عقده ای و دوبه هم زن ووووو زیاد ضربه خوردن ولی بازاعتماد می کنن وقتی اعتراض می کنم میگن ما نباید مثل اونا باشبیم و روی کار اشتباهشون پوشش گذاشته میشه این یعنی انسانیت به معنی واقعی کلمه ازخصوصیات ارزشمند قدیمیا که شده الگو برای من ، به آدمای نمک نشناس همچنان محبت میکنم . مثل مامان بابا به خباطرقلب پاکشون خدا روشکر نگاه خدا به زندگیمونه باچشم دل نور خدا رو می بینیم آدمایی که ماسک میزنن ازآدمای بدون ماسک به خوبی تشخیص می دیم خدا شاهد ظلم آدمای نمک نشناس هم هست . چوب خدا صدا نداره .

مامور معذور:
اینکه خداوند انسان رو ذاتا" مخلوقی با اختیار و مختار و مخ دار (ان شاالله!) خلق کرده خیلی معنا داره... بله خدا جای حق نشسته ولی آیا این به معنی اینه که از من سلب مسئولیت بشه؟ نچ! منده از همه بیشتر در قبال خودم و روح و روانم مسئولم... تا این من و تن در کار نباشه دنیایی هم در کار نیست! ( چون فهم و شناخت و ارتباط من با دنیا از همین بودنمه وگرنه با رفتن من و ما دنیا سرجاشه داداچ!) مدیر مدرسه مون همیشه می گفت: شما به عنوان معلم اولین مسئولیتت اینه که مریض نشی، حالت خوب باشه که کلاست روی زمین نمونه، بتونی انرژی بذاری و ... یه سری همایش پزشکی شرکت می کردم، مدرسش می گفت: دکتر اورژانس اولین مسئولیتش سرپا و سالم بودنشه... بفهمین که چرا اونجا دکتر داره... بارها شده بعد تصادف یا توی اورژانس، بین حضار دعوا شده، دکتر پریده وسط جدا کنه! نه عزیزم شما پلیس نیستین! بزنن ناکارتون کنن کسی نیست بیمار و مصدوم رو جمع و جور کنه... شباهت این نکات مشترک مشاغل با اون جمله : "عشق به خویشتن، مقدمه عشق به دیگرانه" برام خیلی جالب و معنا دار بود... حرف اول الفبای زندگانی!

زهره پ. ب 19 قم:
در مورد قدر دونستن، خب من کسی ازم کمکی بخواد از دستم بربیاد براش انجام میدم ..حتی شاید بیشتر ..! حتی کسایی که سالهاس باهاشون دوستم و دیدم برام کاری نمیکنن ولی باز هستم براشون و کمکشون میکنم...بعد که من ازشون کمکی میخوام و به خودشون نمیگیرن ناراحت میشم ..ولی نه از دست اونا ، از دست خودم ..که چرا اینارو میبینم و باز کمکشون میکنم..! تو دلم میگم اشکال نداره انشاالله خدا برام جبران میکنه وکمکم میکنه ، ولی ته دلم راضی نیستم چون این فقط گول زدنه خودمه و اصلش رسوندن ضعفمه تو قدرت نه گفتن ...

لیلی26 تهران:
وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می رسند؛ چرا که جهان بازتابی از خود ماست. منشا تمام افکار وحرکات ما چگونه دیدن خویشتن است.

سارایی، ۲۴، البرزخیز:
من دارم رو خودم کار می کنم، دست زدی به تنظیمات کارخانه باید بگردم و میزونش کنم...

امید طلوعی از کرج:
بزرگترین پشیمانی شکست نیست, تلاشی است که نکردی در حالی که فرصتش را داشتی!

فاطمه 22 تبریز :
موضوع یک و دو کاملا به هم مرتبطه ، حتی اگر کسی فقط به یکی از موضوعات جواب بده خود به خود به جواب موضوع دیگه هم اشاره می کنه هر چند خودش ندونه ! من اینجوری نتیجه گرفتم که اگر ما اعمالمون رو برای خوشامد دیگران انجام بدیم اما از طرف دیگران تایید نشیم دیگران رو افرادی نمک نشناس و قدر نشناس خواهیم دونست ! پس این اشتباه از اولش از خودمون بوده که حال دلمون رو در نظر نگرفتیم ! جالب اینجاست خیلیا می تونستن طبق موضوع دو جواب بدن و بگن در تمام طول سال های زندگیشون برای دیگران زندگی کردن اما بیشتر ترجیح دادن طبق موضوع یک انگشت اتهام رو به سمت دیگران بگیرن ! یعنی من خوبم ، او بد است ! نفس من یکی که آسفالت شد ، بازم عشق کردم با موضوعات ! دمت گرم ، من رو تو خودشناسی اساسی بردی جلو

مبینا۱۷همدان:
مأمور من قبل شما فکر نمی کردم انقد لازم باشه آدم به خودش فکر کنه و رو خودش کار کنه! ... دی ۹۵ اولین پیامم به دیدگاه بوده!یعنی چهارشنبه میشه دقیق دوسااال!میبینی مأموری؟انگار دیروز بود! امیدوارم تو این دو سال به انداره دو جمله به معلوماتم اضافه شده باشه!هر چند میدونم خیلی بیشتر شده!

زندی.34.سنندج:
حرفهای آخری که گفتی مثل معلم توضیح دادی برامون .خدای که من خوب فهمیدم ازاین به بعدچطورزندگی کنم البته توکتاب هم یادگرفته بودم ولی این جوری که شما گفتی بهترحالیم شد.حال دلم خیلی خوب شد.

فاطمه دختراملاکی:
شاید خیلی وقت پیش زندگیم رو روال چرخ مردم می چرخید.حرفام رفتارم طرزتفکرم و حتی کارهایی که می خواستم انجام بدم جوری انجام میدادم تا تایید و توجه اطرافیانم نسبت به من جلب بشه. از این به بعد واسه انجام دادن کارام نمی پرسم بقیه چه جوری انجام میدن؟ میگم چطورمی تونم درست و بی کم و کاست انجام بدم؟ تا رضایت خدا و خودم رو جلب کنم. هیچوقت نخواستم واسه ی خودم زندگی کنم اما الان طرز نگرشم نسبت به زندگی تغییرکرده. شاید بخاطراینه که توی این سالها با تجربه ترشدم . یاد گرفتم راه خودم رو برم. تو مسیری که خودم ساختم، قدم بردارم راه و روش خودم رو داشته باشم. افسار زندگیم رو دست هرکسی ندم، افکارم در حصار تفکرات مردم نباشه یاد گرفتم بخاطر نعمتایی که خدا بهم بخشیده شاد باشم و شکرگزار و بخاطر چیزی که ندارم گله مند نباشم چون مسلما حکمتی درونش نهفته بوده که من ازش بی خبرم...

زهرا 17 اصفان:
خب من روی بحث انرژی درونی خیلی فکر و کار کردم.اصلا دو تا موضوع یه جور به هم آمیخته است برام،هر چی شما بیشتر به انرژی درونی خودت بیشتر متکی باشی و کارهات رو بر اساس اون پیش ببری،کمتر توقع تشکر و قدردانی داری! چون اون کار رو به خاطر خودت کردی نه طرف مقابل! ... البته بحث انرژی درونی اگه منحرف بشه سر از ناکجا آباد در میاره و به خودخواهی منتهی میشه. نمونه اش هم روبروتونه... تمام!

فوزی 18سرپلذهاب:
سلام به همگی،خداوند عزوجل درقرآن کریم می فرماید:ای کسانی که ایمان آورده اید کارهای خیری که انجام می دهید رابامنت گذاشتن بر دیگران باطل نکنید.آدم های ببخشید نمک نشناس زیادی رو می شناسم که با اینکه درحق شون خوبی کردم اما اوناجواب خوبی هام رو با بدی دادن،ولی من ازشون می گذرم وهربار سعی می کنم فراموش کنم که چقدر درحقم بد بودن ،آدما باهمین چیزاست که کینه ای میشن اما من دوست ندارم کینه کسی روبه دل بگیرم ،کارای خوبم رو به حساب پس اندازم برای قیامت میذارم این جوری خیلی بهتره .بعله ماموری جمله ات خیلی رو من تأثیر گذاشته بگذر ،تابگذره هرکی رو یه نقطه موند اندازه ی همان نقطه شد.پس منم فراموش می کنم بدی های دیگران رو ، وبه خوبی هام ادامه میدم تاآدم کینه ای نشم.

مامور معذور:
اگه فراموش کنی از یه سوراخ دوبار گزیده می شی... پس می بخشم اما فراموش نمی کنم طور باچه لطفا!

فاطمه السادات 20 از 84 :
به نظرم رفتارایی که بخاطر آرامش خودمه رو با عشق و علاقه انجام میدم. اصن حال دلم خوب میشه...ولی یه بار همه چی برعکس شد...بهم آگاهانه تهمت زدن! مدتها با فکر انتقام زندگی کردم. حتی حاضر بودم بخاطر انتقام از اونا زندگی خودمو هم به خطر بندازم ولی از یه جایی تصمیم گرفتم واسه آرامش خودمم که شده، ببخشم و فراموش کنم...بخشیدم اما نتونستم فراموش کنم. فکرم بیشتر از قبل درگیر و آشفته شد. و بیشتر از همیشه افسرده شدمو آرامشو از دست دادم...بخشیدم اما فکر اینکه اون آشغالا ارزش بخشیده شدن نداشتن آزارم میده...

الهه/ کرمانشاه:
این دونوبت دیدگاه روکه خوندم برام چندسوال پیش اومد، بیایم باخودمون صادق باشیم اونقدرکه احساس می کنیم اطرافیانمون قدرنشناس شدند،خودمون چی؟اگه کسی لطفی درحقمون کنه جزو وظایفش قرار می دیم یانه؟چرا در مقابل خوبی هامون توقع تشکر داریم؟ مگه از قدیم نمی گفتند: توخوبی می کن و در دجله انداز،که ایزد در بیابانت دهد باز،گاهی هم بعضیهامون خوب بودن رو از حد می گذرونیم،که باعث فراری شدن طرف مقابل میشه، مخصوصأ توی زندگی مشترک، طرف دم به دقیقه یازنگ می زنه یا پیام میده، بعدهم میگه چکارکنم؟ نگرانشم دوستش دارم، آخه عزیز من مگه زندگی مشترک زندانه؟ ، طرف مقابل زندانی و توهم زندانبان، یاد بگیریم هم برای خودمون ارزش قائل باشیم هم طرف مقابلمون، چه همسر باشه چه فرزند، یاپدر و مادر، خواهر، برادر و... نمی دونم شاید حرفهام بی ربط باشه، اماخودم بهشون معتقدم.

فرزانه نصرالهی سنندجی:
از هیچکس برای چیزی انتظاری نداشته باش، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ... زندگی کوتاه است... پس به زندگی ات عشق بورز … خوشحال باش ... و لبخند بزن ... فقط برای خودت زندگی کن و "قبل" از اینکه صحبت کنی، گوش کن ! "قبل" از اینکه بنویسی ، فکر کن! "قبل" از اینکه خرج کنی، درآمد داشته باش! "قبل" از اینکه دعا کنی، ببخش! "قبل" از اینکه صدمه بزنی، احساس کن! قبل از تنفر، عشق بورز! زندگی این است … احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر … "از ویلیام شکسپیر

مامور معذور:
و حتی مهمتر از همه اینها نقل است که مرحوم در محافل خصوصی تر تر می فرمود:
ووو قبل اینکه بخسبی ، ب... اهم، ب رو دستشویی خب خرس گنده! و نامرد! چرا انقدرصدمه می زنی؟! لطفا احسااااسش کن، قبل از آنکه سایرین احساسش کنن لامصب! بفرما حرکت کن زندگی همینست، و وای که چقذه کوتاه است! پس یک لحظه تنبلی وانگاه یک عمرررر پشیمانی... قبلش مسواک هم حالا نزدی، نزدی... پس لذت ببرررر اما نیار، گندش رو در! اه اه! ... انقدرم صدمه نزن وسط دیدگاه! راستی قالیشویی چقده گرون شده!

فاطمه دوستدارخانم بنیطرف:
اول سلام سپس کلام...بزرگترین خیانتی که انسان میتواند به خودش بکند، ترس ازفکر دیگران در مورد خودشه! جهنم یعنی دیگران... انبوهی آدم در جهان وجود داردکه در جهنم بسر میبرند،زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند.. ژان پل سارتر

رعنا 38 اصفهان:
سلام بحث خوب بودن من و بد بودن دیگران نیست،اتفاقا مقصر خودم بودم که از اول قدرت نه گفتن نداشتم.همیشه میخواستم همه از من راضی باشند،مشکل اونجاست که لطف کردن من تبدیل به وظیفه شده.حالا یکی مثل من که شریک زندگیش عمر و جوونی خودش و زن و بچه هاش رو با یک اشتباه داره تباه میکنه از خونواده اش انتظار کمک دارم که اونم محاله.

نسرین 76 :
یکی از دغدغه های اساسی زندگی منه . متاسفانه تایید و خوشامده دیگران خیلی برام اهمیت داره ، مخصوصا تو جمع فامیل و آشنا ها ، سعی کردم خوب به نظر بیام و یا حداقل جلوه ی بدی نداشته باشم ! . البته این کار کالری زیاد می سوزونه ! و عذاب آوره ... شاید یکی از دلایلی که باعث می شه با همه ی این احوالات دنباله رو این کار باشم اینه که با چشم خودم دیدم که درباره شخصی که مورد تایید و خوشایند نبوده چطور اظهار نظر و شخصیتشو به اتفاق جمع خرد و خاکشیر کردن ، اینجا بوده که من با خودم گفتم : چه کاریه خودمو در مقابله این هجمه ها قرار بدم ؟! ... حالا دور هم نشستیم دیگه ! یه سره دیگه ماجرا خودم هستم که انگار بهم نگن "آفرین" می میرم !... یا بگن تو " چقذه بدی" آسمون به زمین میاد؟... تصمیم گرفتم خودم بودن رو بیشتر تمرین کنم ، که نه از اینور بوم بیفتم نه از اونور ...

سحرم:
(پیام اولی) سلام ماموری آخ آخ با موضوع این نوبت داغ دلم رو تازه کردی. من همیشه سعی می کنم به همه محبت کنم. خوبی کنم. کارایی انجام بدم که وظیفه ی من نیست اما هیچوقت کسی قدرم رو ندونست. انگاراصلا وجود خارجی ندارم، فقط مواقعی که کارشون لنگ من می مونه یادشون می افته من وجود دارم، واقعا ازشون دلخورم. وقتی نزدیکترین آدم ها قدرم رو نمیدونن چه جوری از غریبه ها توقع قدرشناسی داشته باشم؟ ماموری با این موضوعها ناراحت شدم.

سمیرا ۲۳ از تایباد:
سلام ماموری. من برای اولین باره پیام میدم در رابطه با موضوع یک باید بگم من خیلی وقتها فکر میکنم هیچکی قدر منو نمیدونه و خوبیایه من دیده نمیشه البته فقط درمورد شوهرم اما از دیروز فهمیدم منم قدر اونو نمیدونم و قدر نشناسم و هیچ وقت خوبیایه اونو ندیدم و همیشه سعی کردم حق رو به خودم بدم و این باعث شد از واقعیت دور بشم گاهی غرور زیاد باعث این فکر میشه. ببین ماموری گاهی تشکر نکردن از زحمات یکی باعث این فکر غلط میشه .بیایم از همه بابت زحماتشون تشکر کنیم تا اون هاهم یاد بگیرند

رضا در مسیر خوشبختی :
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بد ترین آفت دین است . تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید . تزویر سکه ای است دو رو ، که بریک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است . عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش . دیالوگ مختار / مختار نامه . سلام ،شاید این متن ارتباط داشته باشه با نظر بچه هایی که گفتن قدرمونو نمی دونن . درون ما هم یه سکه دو رو وجود داره . یه سمتش خودمون و خوبی هامون وجود داره و سمت دیگرش وجدانمون و انصافمون .

سعید 28 ابهر :
راستش بیشتر عمرم رو برای خوشامد دیگران زندگی کردم وخیلی کم برای خودم ، مخصوصا برای رضایت ، تایید و خوشامد اطرافیانم ، این طور زندگی کردن باعث شده احساساتم زود گذر ولحظه ای باشند ، اکثر احساساتم با دوام و پایدار نیستنند ... هر ماه پیش مشاور میرم و به این کارم افتخار می کنم و اصلا خجالت نمی کشم ، به حرف آدمهای بیکار اصلا اهمیت نمیدم ، همون جور که جسم به مراقبت دائمی نیاز داره ، روح و روان هم نیاز به مراقبت دائمی داره .

زهرا حصار۱۶نیشابور:
حالا که فکر می کنم می بینم اکثرکارهایی که انجام دادم، یا بخاطرخوشحال کردن عزیزانم بوده که حالا همون عزیزان دل، انگارنه انگارکه زهرایی بوده و هست؛یا از روی اجبار بوده. ماموری یه دفعه درباره کسایی که هیچ آرزو و هدفی ندارن توضیح مختصری دادی و اتفاقا این دسته از آدما رو افرادی بیهوده فرض کردی (من اینجوری فهمیدم) اما می خوام بگم که منم دریه دوره ای از زندگیم دیگه رویایی نداشتم. بیزارشده بودم از هرچی آرزو و هدفیه. صرفا به این خاطرکه بعضیا مانع رسیدن به آرزوهام شدن و رویاهای خودشون رو بهم تحمیل کرده بودن.می فهمی چی میگم؟ شده بودم وسیله برای رسیدن به خواسته هاشون این وضعیت تاجایی ادامه داشت که الان همون هدف های اجباری، شدن آرزوهای من. سخته آرزویی برای خودت نداشته باشی!

اسما ۷۶:
وقتی ما عزت نفس نداشته باشیم، به دنبال تحسین از سوی هرکسی هستیم و احساس پایین بودن نسبت به همه افراد را داریم. بدون درنظر گرفتن اعتبار منبع؛ ما به دنبال تقویت از سوی افراد غریبه خواهیم بود. هرچند ما نتوانیم از سوی هرکسی احساس رنجش داشته باشیم، اما وقتی از سوی فردی باهوش، ثروتمند یا جذاب احساس بی احترامی کردیم، ممکن است در حقیقت آسیب ببینیم. ما با این نگرش ها به طور ناآگاهانه ارزشی بالاتر به افراد، کلام و اعمالشان میدهیم و این کار تاثیری مخرب بر عزت نفس شکننده مان برحای میگذارد. برگرفته از کتاب "کی نرماله، کی نیست؟"

مامور معذور:
خب خب خب!
هست تمام / بود به کام؟
چیزه... اهمممم!
والسلام / باز میام! / با پیام / دیم دارام!

در راه و پناه خود خودش
هیچ غمی نیست!
یاحق...

ای آینه سرگرم تماشای كه بودی؟
بسیار معطر شده ای! جای كه بودی؟

آنقدر زلالی كه: عطش شعله ورم كرد
آهسته بگو! محو سراپای كه بودی؟

عریانی اش از نازكی طبع تو پیداست
ای یاد فراموش ! معمای كه بودی؟

باران فرو ریخته ای، صافی و بی رنگ
نمناكی آغوش تمنای كه بودی؟

ای پرده احساس، بخار از نفست گرم
تو مست كه و دست كه و پای كه بودی؟

سرخابی لبریخته بر میز هیاهو
پر پر زده ی بستر شبهای كه بودی؟

من مات پریشانی روز و شب خویشم!
تو خیره به آرامش زیبای كه بودی؟!!
عبد الجبار کاکایی

انتقاد، پیشنهاد و حمایت در رابطه با دیدگاه:
پیامک به شماره: 30000162
تماس در تهران:162و سایر شهرها 2781-021
تلفن گویای شبکه پنج:
27865000 (021)

اضافه کردن نظر


تمامی حقوق این سایت متعلق به سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران می باشد